برمىگردد والا نسبت بباقي مانده مدت ومحتمل است در اينجا نيز بگوئيم تمام برمىگردد وأجرة المثل
زمان گذشته را ضامن است ولى بعيد است وهر گاه في الجملة خرابي بهم رسانده كه انتفاع بان ممكن
است خيار براي مستأجر ثابت است واگر فسخ كند حكم بر كشتن تمام اجرة المسمى مطلقا ورجوع
باجرت المثل زمان گذشته قوة دارد واگر بعض مرافق خانه خراب شود اجاره نسبت بباقي مانده
خانه صحيح است وبراى مستأجر خيار تبعض صفقه ثابت است واگر موجر فورا خرابى آن را تعمير
نمايد كه انتفاعي از مستأجر فوت نشود خيار فسخ نيز ندارد بنابر أقوى
( مسألة 10 ) اگر موجر عين
مستأجره را تسليم ندهد جبرا از أو بگيرند واگر مستأجر نتواند جبرش كند أو را مىرسد اجاره را
فسخ كند وأجرت را بگيرد يا بهمان حال باقي گذارد ومطالبه عوض منفعتى كه از أو فوت شده نمايد
چنانچه چنين است اگر موجر عين را بعد از تسليم بلا فاصله يا بعد از مدتي از مستأجر بگيرد وهر گاه
در أثناء باشد وباين فسخ كند مقابل آنچه از مدت باقي مانده از اجرت پس گيرد واحتمال قوى
مىرود كه بتواند تمام اجرت را پس گيرد وأجرة المثل گذشته را باو بدهد
( مسألة 11 ) هر گاه ظالم
منع كند مستأجر را از انتفاع بعين مستأجره پيش از قبض مخير است فسخ كند وأجرت را پس
گيرد يا آنكه عوض آنچه فوت شده از ظالم مطالبه كند واحتمال قوى مىرود كه رجوع بظالم متعين
باشد واگر ظالم بعد از قبض أو را از انتفاع منع كند يا آنكه عين را غصب كند خيار فسخ ندارد بلكه
معين است رجوع بظالم خواه منع ظالم بعد از قبض واوايل مدت اجاره باشد يا در أثناء آن واگر
ظالم عين را در أثناء مدت بمستاجر برگرداند خيارش باقي است لكن نمىتواند فسخ كند الا جميع مدت را
( مسألة 12 ) اگر براي مستأجر عذرى حادث شود كه نتواند استيفاء منفعت نمايد مثل آنكه
حيواني را اجاره كرده براي سواري ومريض شود بطورى كه قدرت سواري نداشته باشد ظاهر
بطلان اجاره است در صورتيكه اجاره كرده براي سواري خودش بقيد مباشرت وهم چنين است
عذرهاى ديگر ومحتمل است عدم بطلان بلى اگر عذر عام حادث شود قطعا اجاره باطل مىشود
زيرا كه عين از قابليت استيفاء منفعت افتاده در اين حال
( مسألة 13 ) هر گاه عين مستأجره يا محل
عمل بتلف سماوي تلف شود مثل آنكه حيواني مستأجره بميرد اجاره باطل مىشود واگر مستأجر آن را
تلف كند بمنزله قبض آن است واگر موجر تلف كرده مستأجر مخير است أو را تضمين كند بانكه