نيندازد عمدا با تمكن از ان هر چند دليلي بر حرمت تأخير نيست
( مسألة 19 ) واجب است بر ولى
ميت قضا نمايد روزه هائى كه از ميت بعذر شرعي مثل سفر يا مرض ونحو ان فوت شده بخلاف روزه
كه عصيانا ترك كرده يا بسبب تقصير در تعلم مسائل ان باطل بجا أورده كه بر ولى قضاء ان واجب
نيست بنابر أقوى هر چند قضاء ان نيز أحوط است بلى شرط است در وجوب قضاء روزه كه از ميت
بسبب مرض فوت شده بر ولى انكه ميت در حال حيوة متمكن از قضا شده واهمال نموده باشد والا
واجب نيست زيرا كه در اين فرض قضا بر ميت واجب نبوده وفرقى نيست در ميت بين پدر ومادر
بنابر أقوى چنانكه فرق نيست بين انكه از ميت تركه مانده باشد كه بتوان صدقه نمود يا نه هر چند
أحوط در فرض بقاء تركه صدقه دادن از ان است برضاي ورثه علاوة از قضا ومراد بولي ولد أكبر
است هر چند وقت وفات أو طفل يا مجنون بلكه يا حمل باشد
( مسألة 20 ) هر گاه ميت پسر نداشته
باشد قضاء روزه بر ساير ورثه واجب نيست هر چند أحوط آنست كه أكبر ذكور أقارب بنيابت أو قضا
نمايند
( مسألة 21 ) اگر ولى متعدد داشته باشد بانكه مثلا دو پسر كه در يك زمان متولد شده باشند
دارد در قضاء شريك شوند واگر يكى از انها بجا أورد مجزى از ديگرى خواهد بود چنانچه اگر غير
ولى تبرعا قضاء ميت را بجا أورد از ولى ساقط مىشود
( مسألة 22 ) جايز است براي ولى كه استيجار
كند كسى را كه روزه ميت را بجا أورد وجايز است خودش بجا أورد وهر گاه استيجار نمود وموجر
بجا نياورد يا باطل بجا أورد از ولى ساقط نمىشود
( مسألة 23 ) اگر ولى شك داشته باشد كه ذمه ميت
بقضاء مشغول است يا نه بر أو چيزى نيست واگر اجمالا بداند كه ذمه اش مشغول است ومردد باشد
ميان كمتر وزيادتر جايز است اكتفا كند بقضاء كمتر
( مسألة 24 ) اگر ميت وصيت كند
باستيجار آنچه نماز وروزه بر ذمه أو هست از ولى ساقط مىشود بشرط انكه أجير بنحو صحيح بجا أورد
والا بر ولى واجب است
( مسألة 25 ) واجب است بر ولى قضاء آنچه بداند كه ذمه ميت مشغول
است يا دو عادل شهادت باشتغال ذمه أو دهد يا ميت وقت مردن اقرار بان نموده باشد بخلاف انكه
بداند سابقا قضا بر أو بوده واحتمال دهد كه خودش بجا أورده كه ظاهرا بر ولى واجب نباشد بلى
اگر ميت مىدانسته كه قضا بر أو واجب بوده وشك كند كه بجا أورده يا نه وبجا نياورد تا بميرد ظاهر
ان است كه قضا بر ولى واجب باشد
( مسألة 26 ) ايا خصوص قضاء رمضان كه بر ميت واجب