ونحو ان أقوى وجوب قضاء ان است هر چند أحوط جمع بين قضا ومد است وهم چنين است اگر
سبب فوت مرض باشد وعذر در تأخير قضا غير مرض باشد وانعذر باقي بماند تا سال اينده يا عكس
ان كه در هر دو صورت أقوى وجوب قضا وأحوط جمع است خصوص در صورت دويم
( مسألة 14 )
اگر روزه رمضان بعضا أو كلا عصيانا فوت شود وقضاء ان را بجا نياورد تا رمضان ديگر بايد جمع
كند بعد از ان بين قضاء وكفاره افطار ومد واگر فوت ان بسبب عذرى باشد ودر أثناء سال
عذرش مرتفع شود ولكن عمدا با عزم بر ترك قضا نكند يا مسامحه كند در قضا واتفاقا أيام ضيق
معذور شود بايد جمع كند بين قضا ومد بخلاف انكه عازم بر قضا باشد بعد از رفع عذر وبجا نياورد تا انكه
أيام ضيق شود كه دور نيست كفايت كند قضا ولكن احتياط بقضا ومد ترك نشود چه عذر أو
مرض باشد يا غير أن وخلاصه اين مسألة ومسألة سابقه ان است كه تأخير قضاء روزه تا رمضان اينده
يا موجب كفاره تنها است وان مختص بصورت أول از مسألة سابقه است يا موجب قضاء تنها است
وان در بقيه صور مسألة سابقه است ويا موجب جمع بين قضا وكفاره است وان در تمام صور اين
مسألة است هر چند أحوط در تمام صور مسألة سابقه جمع است
( مسألة 15 ) هر گاه مرض أو تا اخر
رمضان سال سيم مستمر بماند وبعد از ان رفع شود براي هر روزى از رمضان سال أول ودويم يك مد
كافى است وقضاء ان بر أو نيست وسال سيم را بايد قضا نمايد وهم چنين هر گاه مرض أو تا اخر رمضان
سال چهارم مستمر بماند وبعد از ان رفع شود براي هر روزى از رمضان سال أول ودويم وسيم يك
مد كافى است ورمضان چهارم را بايد قضا كند وهر گاه قضاء رمضان بر أو باشد وچند سال تأخير
بيندازد بدل هر روزى يك كفاره كافى است وتعدد كفاره بتعدد سألها واجب نيست
( مسألة 16 ) جايز است دادن كفاره أيام متعددة بيك فقير چه از يك رمضان باشد يا رمضان هاى متعدد پس
واجب نيست تفريق كفارات بر فقراء كه بهر كدام زيادة از يك مد ندهند
( مسألة 17 ) كفاره عبد بر سيد واجب نيست چه كفاره تأخير وچه كفاره افطار پس در كفاره تأخير اگر عبد مالي داشته
باشد وسيد اذنش دهد از مال خود بايد بدهد والا بدل كفاره استغفار كند ودر كفاره افطار اگر
خودش ندارد يا دارد وسيد اذنش ندهد معين است دو ماه روزه اگر بتواند والا هيجده روز روزه
اگر بتواند والا بدل ان استغفار كند
( مسألة 18 ) أحوط آنست كه قضاء رمضان را از انسال تأخير