تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
روزه نكرده شب بخوابد تا غروب يا از روزه غافل باشد بايد قضا كند
( مسألة 6 ) اگر بداند چند روز قضا رمضان بر أو هست وعدد آن را نداند جايز است اكتفا كند بقدر معلوم وأحوط قضاء انقدرى است كه يقين بفراغ كند خصوصا در صورتيكه بسبب مانعى فوت شده مثل مرض يا سفر ونحو ان وشك أو در زمان زوال ان باشد مثل انكه شك كند كه بعد از چهار روز از سفر برگشته يا بعد از پنج روز مثلا
( مسألة 7 ) وجوب قضاء روزه فورى نيست وواجب نيست پى در پى بجا أورد بلى تتابع در ان مستحب است هر چند زيادة از شش روز باشد نه انكه مستحب باشد مطلقا تفريق كند در قضاء يا در خصوص زايد از شش روز
( مسألة 8 ) در نيت روزه قضا واجب نيست تعيين روز فوت پس اگر قضاء چند روز بر أو باشد وبعدد أيام روزه بگيرد بدون تعيين كافى است بلكه ترتيب در ان واجب نيست وجايز است قضاء روزه كه اخر فوت شده مقدم دارد بر آنچه پيش از ان فوت شده
( مسألة 9 ) اگر قضاء روزه دو رمضان مثلا بر أو باشد جايز است قضاء رمضان لاحق را مقدم دارد بر سابق بلكه اگر وقت قضاء رمضان لاحق تنگ شود بانكه نزديك رمضان ديگر باشد تقديم لاحق أحوط است واگر در نيت تعيين سابق ولاحق نكند قضاء سابق محسوب مىشود وهم چنين است در قضاء أيام
( مسألة 10 ) ميان روزه قضاء وأداء روزه واجبي مثل روزه كفاره ونذر ونحو ان ترتيب نيست بلى كسيكه روزه قضاء بر أو باشد جايز نيست روزه مستحبى بجا أورد
( مسألة 11 ) اگر اعتقاد كند كه روزه قضاء بر أو هست وبان نيت روزه بگيرد وبعد از فراغ معلوم شود قضا بر أو نبوده باطل است وبراى روزه ديگرى محسوب نمىشود وهم چنين است اگر بعد از زوال معلوم شود بخلاف انكه پيش از زوال معلوم شود أقوى جواز عدول بروزه ديگر است هر چند خلاف احتياط است
( مسألة 12 ) اگر همه روزه شهر رمضان يا بعض ان از أو فوت شود بسبب مرض يا حيض يا نفاس ودر ان رمضان بميرد قضاء ان أيام بر أو نيست بلى مستحب است بر ولى كه بقصد أو بجا أورد وأولى ان است كه روزه بگيرد بقصد اهداء ثواب
( مسألة 13 ) اگر روزه شهر رمضان بعضا أو كلا بسبب عذرى فوت شود وان عذر مستمر بماند تا رمضان ديگر پس اگر عذرش مرض باشد قضاء ان واجب نيست بنابر أصح وبدل هر روزى يك مد كفاره بدهد وأحوط دو مد است وقضاء ان مجزى از كفاره نيست بلى أحوط جمع ميان قضا وكفاره است واگر عذرش غير مرض باشد از سفر