گويد كه در دار الايمان قم كه وطن اين داعي است با انكه آداب شرع در بين مردم اينجا شايع است
تا بحال نديدم كه يك نفر باين سنت شريفه عمل كند با انكه فقها متعرضند ودر كتب فارسيه وغيره
ذكر شده وعلامه مجلسي ( ره ) در زاد المعاد فرموده وسنت است كه ولى ميت يعني أقرب خويشان أو
بعد از انكه مردم برگردند نزد سر ميت بنشيند وباو از بلند بعد از انكه مردم بر گردند آن تلقين كه
گذشت بار ديگر بكند واگر ديگرى را نيز نائب كند خوب است ودر اخبار وارد شده است كه چون
اين تلقين را بكند منكر بنكير مگويد بيابرويم تلقين حجتش كردند احتياج به پرسيدن نيست پس
بر مىگردند وسؤال نمىكنند بلي گاه گاهي در بعض قبور بعد از دفن عوض تلقين شخصي را قرار
مىدهند كه حديث كساء مىخواند وچه قدر شايسته است كه عوض حديث كساء كه اگر بقصد تشريع
وورد در سر قبر خوانده شود بدعت وحرام است تلقين مذكور را بخوانند كه چندان اين مطلب
مهجور ومتروك شده كه اگر كسي بخواهد عمل نمايد منكر وقبيح مىنمايد والله الوفق بيست وپنجم
اين كه اسم ميت را بالاى قبر بنويسند يا بر لوحي ويا سنگى وبالاى سر ميت نصب كنند مترجم گويد
كه بسيار مرسوم شده كه بر ألواح قبور نقش مىكنند كله مباركه هو الحي الذي لا يموت ودو بيت
معروف كه وفدت على الكريم الخ باشد وأين محذورى ندارد مگر در بعض قبور كه پامال مىشود
بايد ملتفت باشند در جاهائيكه زير پاها ماليده مىشود يا اهانت ديگر از آن مىشود ننويسند وهكذا
اگر اسم ميت عبد الله وأمثال آن است كلمه الله را نقش نكنند بيست وششم انگشتر عقيقى در
دهان ميت گذارند كه بران نقش باشد لا إله إلا الله ربي محمد نبيى على والحسن والحسين الخ ائمتى
بيست وهفتم قدرى منكر يزه بر روى قبر بريزند چنانچه بعضي گفته اند وبهتر اين است كه
سرخ باشد بيست وهشتم صاحب مصيبت را تعزيت بگويند وتسليت دهند واستحباب تعزيت
قبل از دفن وبعد از دفن هر دو ثابت است وبعد از دفن أفضل است وكفايت مىكند در ترتب
ثواب آن اين كه صاحب مصيبت به بيند أو را وهر گاه موجب تجديد حزن صاحب مصيبت شود بهتر
ترك است وجايز است نشستن از براي تعزيت وان حدى ندارد لكن بعضي تجديد كرده اند بدو
روز يا سه روز وبعضى زيادة بر يك روز را مكروه دانسته اند وان معلوم نيست واگر بنشيند بقصد
قرآن ودعا بعيد نيست رجحان آن ببيست ونهم مستحب است تا سه روز طعام از براي أهل ميت
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٠٧