تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
اين در سال صد و شصت و شش [ 1 ] بود [ 2 ] و خيل وى همه بگريختند و آن سواران همه [ 3 ] باز گشتند . و چون قتيبه بن طغشاده به سبب ردت كه از وى ظاهر شده بود [ 4 ] ، ابو مسلم او را بكشت ، ( و مر برادر ) و اهل بيت او ( را ) ، ضياعات و مستغلات او را به بنيات بن طغشاده داد [ 5 ] ، تا به روزگار امير اسماعيل سامانى [ 6 ] با وى [ 7 ] مىبود . « چون بنيات ردّت آورد ، و كشته شد ، اين ضياعات مىبود [ 8 ] » در دست فرزندان ( بخار ) خدات . و آخرين [ 9 ] كسى كه اين مملكت از دست وى بيرون رفت ابو اسحاق ابراهيم [ 10 ] بن خالد بن بنيات بود . و ابراهيم به بخارا بودى ، و مملكت در دست وى بودى . [ 11 ] هر سالى از ارتفاعات [ 12 ] و غلات از طرف ما وراء النهر به نزديك [ 13 ] برادر خود نصر [ 14 ] فرستادى تا به امير المؤمنين معتضد [ 15 ] رسانيدى . ( و ) امير [ 16 ] اسماعيل سامانى اين ضياعات و مستغلات از دست وى بيرون كرد . به سبب آنكه [ 17 ] احمد بن محمد ليث [ 18 ] كه صاحب شرط بود ، روزى امير را گفت كه يا امير [ 19 ] اين ضياع بدين نيكوئى [ 20 ] با چندين غله به ابو اسحاق از كه [ 21 ] مانده است . « امير [ 22 ] اسماعيل سامانى گفت [ 23 ] » اين [ 24 ] ضياع ملك ايشان نيست ملك [ 25 ] سلطانى است . ( احمد بن محمد ليث گفت ملك ايشان راست اما ) به سبب ردّت [ 26 ]
هامش
[ 1 ] - د ، ت ، خ : در سنة ستة و ستين و مائة [ 2 ] - كلمهء ( بود ) در ( م ، ب ) است [ 3 ] - م ، ب ، خ : كلمهء ( همه ) از هر سه نسخه افتاده [ 4 ] - م ، ب : ظاهر شد [ 5 ] - خ : دادند [ 6 ] - د : السامانى [ 7 ] - م ، ب : ( با وى ) ندارد [ 8 - ) ] « چون بنيات ردت آورد و كشته شد اين ضياعات و مملكت بيشتر با وى داد » اين عبارت در م و ب قبل از ( تا بروزگار . . . . ) است [ 9 ] - خ : آخرين [ 10 ] - م ، ب : ابن ابراهيم [ 11 ] - د : بود - م : بودى و [ 12 ] - م : از ارتفاعا [ 13 ] - د : ( بنزديك ) ندارد [ 14 ] - د ، ت : با برادر و خود تشريف - خ : با برادر خود تشريف [ 15 ] - م ، ب : معتضد - خ : مقتصد د . ت مقتدر : [ 16 ] - ش : و امير [ 17 ] - د ، خ : بسبب آن بود كه - م ، ب : و سبب آن بود كه [ 18 ] - ب : ليث را [ 19 ] - ب : كه امير [ 20 ] - م ، ب : نيكوئى را [ 21 ] - م ، ب : ( از كه ) از اين دو نسخه افتاده [ 22 ] - د : و امير [ 23 ] - از م ، ب : اين جمله افتاده است [ 24 ] - م ، ب : و اين [ 25 ] - د ، م ، ب ، خ : مملكه [ 26 ] - جمله بين پرانتز از نسخ م و ب افتاده است - م ، د ، ب : و بسبب چند بار ردت