ايام وزارت مصعبى چندان طولانى نشد ، و آفت وزارت به دو رسيد و كشته شد . ( 4 / 75 )
وى در انشاء كتاب اعجاز مىنمود ، و در نظم شعر ذو لسانين بود ، و شعر به فارسى و عربى در نهايت جودت مىسرود .
ابو الفضل بيهقى داستانى از اين مصعبى و بلعمى و نصر بن احمد در تاريخ مسعودى آورده كه بسيار ممتع است و در آخر آن گويد « بلعمى و ابو الطيب صاحب رسالت و هر دو يگانهء روزگار بودند در همه ادوات فضل . » در تاريخ سمرقند هم حكايتى از مصعبى وزير سامانيه و متهم بودن او به زندقه و الحاد ، و از قرامطه بودن او ذكر شده است .
غير از ابو الطيب مصعبى ابو الطيب ديگرى معاصر او در بخارا بوده كه ثعالبى از او نيز شرح حالى آورده و از او به نام و كنيهء ابو الطيب طاهر بن عبد الله الطاهرى ياد كرده و گويد : « او اشعر شعراى خراسان بود ، و در جوانى به بخارا آمد ، و در جمله شعراى آل سامان در آمد ، طاهر اگر چه در ظاهر خدمت پادشاه سامانى مىكرد ، ولى در خفا آنها را هجومى نمود ، و زوال ملك ايشان را آرزو مىكرد . » و آنچه عوفى در كتاب لباب الالباب در شرح حال رودكى گويد :
« او در مدح وزير ابو الطيب الطاهر مصعبى گفته است در قصيدهاى » ( 246 ) خلط كرده و نام مصعبى وزير را طاهر آورده كه مسلما اشتباه است . ( 246 ) ياقوت در كلمهء بست كه جمعى از علماء آنجا را ياد مىكند در شرح حال ابو حاتم محمد بن حيان بن احمد بستى نوشته است : او كتابى دربارهء قرمطيان براى ابو الطيب مصعبى ساخت و ابو طيب قضاء سمرقند را به او تفويض كرد ، ولى مردم سمرقند كه آن را فهميدند در صدد قتل ابو حاتم بر آمدند و او فرار كرد و به بخارا آمد . ( 1 / 619 ) ( يتيمة الدهر 4 / 75 گرديزى 154 تاريخ بيهقى 107 لباب الالباب 246
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٥٨