ذكر [ 1 ] جماعتى كه در بخارا قاضى بودند [ 2 ]
سيبويه بن عبد العزيز البخارى بود [ 3 ] . و محمد بن اعين [ 4 ] گفت از عبد الله مبارك شنيدم كه گفت [ 5 ] سيبويه قضاى [ 6 ] بخارا كرد و به دو درم جور نكرد . باز گفت دو درم [ 7 ] بسيار باشد به ذرهاى جور نكرد . و باز [ 8 ] مخلد بن عمر قاضى شد به سالهاى دراز چندانكه ( آخر كار ) شهيد شد .
و ديگر ابو ديم حازم سدوسى ( كه ) وى را از خليفه فرمان قضا رسيد .
و ديگر عيسى بن موسى « التيمى المعروف به غنجار بود كه » رحمه الله [ 9 ] او را قضا دادند قبول نكرد ، سلطان [ 10 ] فرمود : اگر قضا نكنى كسى را اختيار كن كه به وى دهيم [ اين هم ] قبول نكرد . سلطان فرمود كه اهل قضا را پيش او ياد كنيد همچنان كردند « و نام هر كسى كه پيش او ياد كردندى [ 11 ] » گفتى نشايد . چون حسن بن عثمان همدانى [ 12 ] را ( پيش او ) ياد كردند خاموش گشت . گفتند خاموشى از ( وى ) علامت رضا باشد حسن بن عثمان را قضا دادند . در عهد او در شهرهاى خراسان به علم و زهد او هيچكس را نشان ندادند [ 13 ] .
باز عامر بن عمر بن عمران بود . و باز اسحاق بن ( ابراهيم بن [ 14 ] ) الخيطى بود ، و بعد از عزل به طوس وفات يافت در سنهء ثمان و مأتين .
هامش
[ 1 ] - د ، ب در ذكر
[ 2 ] - م ، ب : بوده اند
[ 3 ] - در نسخهاى م ، ب و دو نسخهء كتابخانهء اصفهان افزوده : « النحوى »
[ 4 ] - د ، خ ، دو نسخهء اصفهان : اعشر
[ 5 ] - د ، خ ، ش : ( گفت ) ندارد
[ 6 ] - د : قاضى كه
[ 7 ] - م : درهم
[ 8 ] - خ : ( باز ) ندارد
[ 9 ] - د ، خ : التميمى الفخار رحمه الله المعروف به غنجار
[ 10 ] - خ : سلطان - نسخ ديگر : و سلطان
[ 11 ] - ش ، م : و چون نام هر كسى پيش او ياد كردندى - ب : و نام هر كسى پيش او ياد كردندى - د ، خ : و چون نام هر كس كه پيش او ياد كردند .
[ 12 ] - د : ابن همدانى
[ 13 ] - د ، ت ، خ : و زهد مثل او كسى نبود
[ 14 ] - ب : ( ابراهيم بن ) ندارد