تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
كتاب يتيمه الدهر ذكر شده است . و ياقوت در چند موضع كه از او ياد كرده او را به نام احمد خوانده است . ثعالبى گويد : او كاتب امير اسماعيل بن احمد ( 288 - 295 ) بود ، و در دورهء امارت پسرش احمد بن اسماعيل پيش از ابو عبد الله جيهانى كبير وزارت يافت . ابو احمد خود را شايسته تر و سزاوارتر به مقام وزارت از جيهانى و بلعمى مىدانست ، و پيوسته به آن دو بزرگ طعن مىزد ، و آشكارا آنها را هجا مىنمود . پس از بر كنار شدن از مقام وزارت ، از روى دلتنگى عازم مكه و زيارت بيت الله گرديد ، و پس از زيارت حرمين به بغداد شد ، و مدتى در آنجا بماند ، بعد از آن حب وطن سلسله جنبان وى گشت ، و او را به سوى بخارا كشاند . اما چون در بخارا جز چيزهائى كه موجب آزردگى خاطرش بود مشاهده نمىكرد ، دامن از معاشرت مردم درچيد و مدتى ملازم منزل گشت ، و جز با چند نفر از ندماء با كسى ديگر معاشرت نمىكرد ، و بعد از مدتى تقلد اعمال هرات و فوشنج و بادغيس را به عهده گرفت ، و چون آن كار را هم مطابق ميل نيافت از آن نيز دست كشيد ، و به نيشابور رفت و در آنجا اقامت گزيد . ابو احمد در آخر عمر خود كشى كردو با آشاميدن سم به عمر خويش پايان داد . او را شعر نيكو است و چند قطعه از اشعار او را ثعالبى در يتيمة الدهر آورده است كه بعضى را در هجوجيهانى و ديگران گفته است . ( يتيمة الدهر 4 / 61 و 66 و ارشاد الاريب ياقوت 2 / 474 ) ابو بكر نسفى : نامش در تاريخ سمرقند ذكر شده و از جملهء وزراء آل سامان شمرده شده است ، ا وزير اسماعيل بن احمد و پسرش احمد بن اسماعيل و پسر احمد نصر است كه مدت بيست سال و چند ماه وزارت كرد و در سال