امير سعيد در اين وقت به نيشابور بود لشكرى آراست و به دفع ايشان فرستاد ، خود به سوى بخارا حركت كرد . لشكريان امير سعيد مخالفان را شكست دادند ، و برادران نصر منصور و ابراهيم از نصر امان خواستند و تسليم شدند . و در سال 320 ابو زكريا يحيى نيز امان يافت ، و آتش فتنهء ايشان خاموش شد . و ابراهيم بعد از چندى فرار كرد و به موصل رفت ، و بنا بر گفتهء گرديزى ابو زكريا يحيى به سمرقند شد ، و از آن جا به بلخ رفت ، و بعد به نيشابور شد و از آن جا به بغداد رفت ، و هم آن جا بمرد ، و تابوت او را به اسبيجاب آوردند .
( ابن اثير 8 / 66 و 67 حبيب السير 2 / 359 گرديزى 153 )
ص 132 س 3 ابو محمد نوح بن نصر بن احمد : ( 331 - 343 ) پس از مرگ امير سعيد جاى پدر را گرفت ، و بر مسند امارت تكيه زد و مردم با وى بيعت كردند ، و او ملقب به امير حميد گرديد . و وزارت خويش را به ابو الفضل محمد ابن محمد بن احمد مشهور به حاكم جليل تفويض كرد ، و ابو على صغانى را سپهسالارى لشكر داد .
در سال 334 ابو على بن محمد بن محتاج از طاعت نوح بيرون شد و سركشى آغاز نمود . و سبب اين نافرمانى آن بود كه در وقتى كه او سپهسالارى خراسان داشت و كارهاى بزرگى بر دست او انجام شده ، و بلاد جبال را تا همدان تصرف كرده بود ، و در اين وقت در آن شهر بود ، نوح او را عزل نمود ، و ابراهيم سيمجور را به خراسان فرستاد . ابو على كه اين خبر بشنيد نافرمانى آغاز كرد ، و كس فرستاد ، و ابراهيم عم نوح را كه به موصل بود بخواند ، و به او نويد امارت و پادشاهى داد . ابراهيم بشتاب خود را به ابو على رسانيد ، و به اتفاق يك ديگر روى به بخارا نهادند ، و شهر را به تصرف در آوردند .
نوح از بخارا بيرون شده ، و به آمل رفت ، ابو على پس از ورود به شهر خطبه
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٣٢٧