ص 81 س 7 آل سامان : بيشتر مورخان معتقداند كه سامان دهقانى بود كه در شهرى به همين نام ( سامان ) در نزديكى ترمد ( يا - از نواحى سمرقند ياقوت و منهاج سراج - و در تاريخ فرغانى قريهاى از قراى بلخ ) زندگى مىكرد . و پس از آنكه اسلام آورد اقبال به دو روى نمود ، و اولادش بعد از آنكه در دفع فتنهء رافع بن ليث مأمون خليفه را يارى كردند ، هر يك به مقامى مهم رسيدند .
ابن اثير نسب امير اسماعيل را به بهرام چوبين بدين طريق مىرساند :
امير اسماعيل بن احمد بن اسد بن سامانخدات بن جشمان بن طغماث بن نوسرذ بن بهرام چوبين بن بهرام جشنس .
و عتبى در تاريخ يمينى نسبش را چنين آورده : سامانخداة بن حيثمان بن طيغان بن نوشروين بن بهرام بن شوبين بن بهرام ( 1 / 347 ) و ابن جوزى در كتاب المنتظم گويد : سامانخداة از اولاد بهرام بن اردشير ابن شاپور است .
بارى سامانخداة را پسرى به نام اسد بود كه در روستاى سامان جاى داشت ، و در زمان مامون خليفه به مرو رفت ، و منظور عنايت خليفه گشت ، و در همان شهر درگذشت ، و مأمون اولاد او نوح و احمد و يحيى و الياس را به خويش نزديك كرد ، و به هر يك عملى فرمود . و در وقتى متوجه عراق گرديد ، و غسان بن عباد را بر خراسان امير نمود ، دربارهء اولاد اسد به دو سفارش كرد .
غسان در سال 204 نوح بن اسد را حكومت سمرقند داد ، و احمد را به امارت فرغانه فرستاد ، و يحيى را به شاش ( تاشكند حاليه ) و اشروسنه و به برادر چهارم حكومت هرات تفويض كرد . طاهر بن الحسين هم كه بعد امارت خراسان يافت ، ايشان را به همان اعمال بر قرار داشت .
نوح بن اسد با مأمون به عراق رفت ، و مدت دو سال در دربار بغداد
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 263
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٦٣