از حيان ياد كرده بنابر اين بايد وفات حيان پس از اين تاريخ باشد .
( انساب سمعانى و اللباب 3 / 212 ابن اثير 4 / 207 و 219 و 5 / 37 و 39 طبرى 8 / 1204 و 1253 و 9 / 1505 يعقوبى 2 / 240 و 254 تاريخ طبرستان 163 )
ص 64 س 6 : داستان حيلهء حيان نبطى براى صلح ملك سغد با قتيبه كه در تاريخ بخارا آمده است ، طبرى و ابن اثير آن را در ذيل حوادث سال 98 در مورد صلح يزيد بن مهلب با اصفهبد در جنگهاى جرجان و طبرستان آورده و چنين نقل كردهاند :
اصفهبد پس از اطلاع از ورود يزيد به طبرستان مردم گيلان و ديلم را جمع كرد ، و به استقبال يزيد رفت ، و پس از تلاقى فريقين جنگهاى سختى بين طرفين روى داد كه در اول پيروزى بيشتر مسلمانان را بود ، و مسلمانان ديلمان را تعاقب كردند . اصفهبد با يارانش به قله هاى كوه رفتند ، و به سنگ و تير لشكر اسلام را منهزم كردند ، و جمعى كثير از آنها را نابود نمودند .
و لشكريان اصفهبد تمام راهها و تنگها را گرفتند ، و سد كردند به طورى كه مسلمانان محصور شدند ، و راه بيرون شدن از آن مضايق را نداشتند .
يزيد كه بر آن حال آگاه شد ، سخت بيمناك گرديد ، و حيان نبطى را كه اصلش از ديلم بود بخواند ، و حال مسلمانان و گرفتارى آنها را در آن مضايق به او گفت ، و از او خواست كه چارهاى انديشد كه بين طرفين صلح شود ، و مسلمانان از طبرستان جان به سلامت بيرون برند . حيان قبول كرد ، و به خدمت اصفهبد رفت ، و به او گفت من يكى از شما هستم ، اگر چه دين بين من و شما جدائى افكنده ، ولى من ترا از يزيد دوستتر دارم ، بنابر اين آمدهام كه ترا خدمتى كنم ، و اندرزى دهم ، و نمىخواهم ترا و مردم ترا از مسلمانان زيانى و ناراحتى برسد . يزيد از ساير مسلمانان
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٥٤