تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
چين ممكن است كه بر ايالتى در آسياى مركزى دلالت كند . ( يادداشت شماره 34 فراى ) ص 10 س 15 سيم زدند : اين ادعا را ژ . والكر J . Waiker در كتابش ( لندن 1941 ) پذيرفته است . قسمت دوم ( پيش به بخارا سيم نبود ) ممكن است فقط راجع به مسكوكات بخارا خداها باشد . چون سكه هاى ساسانيان و كوشان محققا در نواحى بخارا رايج بوده است . ( يادداشت شماره 35 فراى ) ص 11 س 1 قتيبة بن ابى صالح مسلم بن عمرو باهلى مكنى به ابو حفص : امير و فاتح خراسان ، وى از جانب حجاج بن يوسف در سال 86 حكومت خراسان يافت ، و در سال 87 به خراسان آمد ، و پس از آنكه بلخ و طخارستان را متصرف شد از جيحون گذشت ، و بيكند را كه نزديكترين شهر بخارا به نهر است ، در حصار گرفت ، مردم بيكند از سغديها و تركان اطراف يارى خواستند ، و گروهى انبوه به يارى آنها شتافتند . ببكند را حصارى استوار بود ، از اين جهت قتيبه مدت دو ماه در اطراف شهر بماند . تركان كنار جيحون و گذرگاه آن را بگرفتند ، و راهها را سد نمودند ، بطوريكه پيكى به قتيبه نمىرسيد ، و قاصدى هم از او به جائى نمىتوانست رفت ، و تا دو ماه كسى از قتيبه و لشكر او اطلاعى نداشت ، و حجاج از او بىخبر بود . حجاج بر مسلمانان بترسيد ، و فرمان داد كه مردم در مساجد براى آنها دعا كنند . و قتيبه و مردمش هر روز با تركان حرب مىكردند . قتيبه را از مردم عجم جاسوسى بود به نام تندر ( تنذر يا تيذر - طبرى ) اهل بخارا به او مالى دادند كه به نحوى قتيبه را از جنگ با آنها باز دارد ، او پنهانى به قتيبه گفت كه حجاج از حكومت عراقين معزول شده ، و عامل ديگر براى خراسان معين گرديده كه به زودى خواهد آمد ، اگر دست از