تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
حفظ نماى مرا به قوّت خود كه سست گرديده نمىشود .

16 - حرز مولاى ما حضرت قائم صلوات الله و سلامه عليه

( 1 ) ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان اى صاحب گردن‌ها « 1 » و اى گريزانندهء گروه لشكرها ، « 2 » اى گشاينده « 3 » درهاى بسته ، اى برانگيزندهء سبب‌ها ، برانگيز براى ما سببى را كه قدرت نداريم مر آن را از طلب نمودن به حق كلمهء نيست خدائى مگر خدا ، محمّد فرستادهء خداست ، رحمت‌هاى خداى و درود او باد بر آن حضرت و بر آل او همه . ( 2 )

قنوتهاى ائمهء اطهار عليهم السّلام

سيد ابن طاوس عليه الرحمة گويد : در آن اصلى كه از آن اين قنوت‌ها را نقل نمودم ، اين دعاها را يافتم كه بدون سندى ذكر مىنمايم . پس بعد از آن كه اين قنوت‌ها را نوشتم ، در كتاب عمل سه ماههء رجب و شعبان و رمضان تاليف احمد بن محمّد بن عبد اللَّه عبّاس رحمه اللَّه سندهاى اين قنوت‌ها را يافتم كه : احمد بن محمّد گفته است كه : حديث نمود به من ابو الطيب حسن بن احمد بن محمّد بن محمّد بن عمر بن عبد اللَّه صبّاح قزوينى و ابو الصبّاح محمّد بن احمد بن عبد الرحمن بغدادى كه هر دو نويسنده بودند ، گفتند كه در حضور شيخ ما فقيه « 4 » جماعت ، احوال مولاى ما حضرت ابى محمّد امام حسن بن امير المؤمنين عليهما السلام مذكور شد ، پس مردى از اولاد طالب گفت كه : مردمان بر آن حضرت عيب مىنمايند و اعتراض مىكنند و مطالبهء مؤاخذه مىنمايند از جهت تسليم نمودن و بازگذاشتن آن حضرت امر خلافت را به معاوية بن ابى سفيان . پس شيخ ما گفت كه من مىدانم كه امر و شأن مولاى ما ابا محمّد عليه السّلام بزرگ‌تر و مرتبهء او بلندتر و عصمت و امامت و حجّت او واضح‌تر است از آن كه در كار آن حضرت سرزنش سرزنش‌كنندگان قدح كند يا بر او شكّ شك‌ّكنندگان و توهّم
هامش
( 1 ) رقاب جمع رقبه است و آن به معنى گردن است و كنايه از شخص انسان است از باب نام نهادن چيزى به اسم بعض آن ، همچنان كه گويند آزاد نمود فلان شخص رقبه‌اى را يعنى آزاد نمود بنده‌اى را ، خواه غلام باشد يا كنيز . و اللَّه يعلم ( 2 ) اشاره است به جنگ خندق كه ابو سفيان با ده هزار كس از قبايل عرب به جنگ پيغمبر صلى الله عليه و آله آمده بودند ، پس جناب اقدس الهى بادى را در شبى تاريك و سرد بر ايشان فرستاد كه خاك بسيار بر صورتهاى ايشان ريخت و آتش ايشان را خاموش نمود و ديگهائى كه در بار بود همه سرازير گرديد و ميخهاى خيمه كنده شد ، و هزار فرشته بر ايشان فرستاد كه اسبهاى ايشان را رم دادند و بر هم زدند و در دلهاى ايشان ترس و خوف را انداخت ، پس همگى گريختند بدون آن كه جنگ نمايند . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى اى گشايندهء درهاى رزق بر بندگان ، يا اى گشايندهء درهاى خير و احسان ، يا اى گشايندهء درهاى هر چيز كه بسته شده باشد و نتوان كه داخل آن شدن و مرتكب آن گرديدن بدون يارى نمودن تو . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى فقيه و دانا كه مفتى بود و ما بين مردمان محاكمه مىنمود . و اللَّه يعلم