( 1 ) پس منع مكن تو از من آنچه را كه نيست بىنيازى براى من از آن از قوت و غذا و برسان آن را به من پيش از آنكه بميرم و بر طرف شوم من .
( 2 ) 19 - از الفاظى كه به خاطر ابن طاوس رسيده است ، اين است :
خداوندا بدرستى كه ناخوش داشتى براى ميزبان آنكه منع كند ميهمان خود را از احسان كردن و ضيافت نمودن با وجود آنكه قدرت داشته باشد بر ضيافت كردن و هر چند هلاك نمىشود ميهمان به سبب منع كردن ميزبان او را از احسان و مهربانى و حال آنكه مهماندار از كسانى است كه كم مىكند مال او را بخشش كردن و من به تحقيق كه گردانيدهام نفس خود را ميهمان تو و نيست براى او بىنيازى از ضيافت تو و هر آنگاه كه منع كنى تو نفس مرا از طبق ميهمانى خود شب را به صبح مىآورم در حالى كه گرسنه باقى مانم در قورق تو و مىرسم من بسوى هلاكت پس منع مكن از من ميهمانى خود را اى كسى كه كم نمىكند او را نيكوئى كردن و زياد نمىگرداند او را محروم ساختن .
( 3 ) 20 - از جملهء دعاهائى كه به خاطر ابن طاوس رسيده است ، اين است :
خداوندا بدرستى كه من يافتم از زبان حال مهربانيهاى تو و بخششهاى تو كسى را كه خبر داد مرا از حال من به آنكه دست نيكوئى من خالى است از توانائى و قدرت من بر هستى من و زندگانى من و سلامتى من و از اصلهاى نيكبختىهاى من در دنياى من و آخرت من و به آنكه تو كه بزرگ است عظمت تو ايجاد كردهاى مرا از روى بخشش و كرم و زنده گردانيدهاى مرا از روى زيادتى احسان كردن و نعمت دادن و سلامت داشتهاى مرا در اوّل خلق كردن تو مرا و به سلامت نگاهداشتهاى تو مرا از آنچه سزاوارم من آن را از اقسام بلاها و آزمايشها به سبب كوتاهى من در شكرگزارى آنچه بخشيدهاى تو به من از نعمتها پس من نسبت به خودم موصوفم به بر طرف شدن و نسبت بسوى بخشش تو و نعمت تو مشهورم به باقى بودن پس نگاهدار اى رحمكنندهترين رحمكنندگان و اى بخشندهترين بخشندگان درختهاى احسان خود را از بىآبى و خشك شدن و باش تو پاسبان براى ستارههاى بخشش خود از غروب كردن و محافظت كن كمال احسان خود را از آنكه هجوم آورد
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 518
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٥١٨