و پنهان نيست بر تو چيزى از كارهاى من .
( 1 ) 3 - و از آن جمله دعاء يوسف عليه السلام است در بعضى اوقات مبتلا شدن او به بلائى :
اى رحمكنندهء درويشان و اى روزى دهندهء اعتمادكنندگان [ جماعت پريشان ] و اى پروردگار عالميان و اى صاحب روز جزا و اى فريادرس اندوهناكان و اى برآورندهء مطلب بيچارگان و اى حكمكنندهترين حكمكنندگان و اى زود حسابكنندهتر از حسابكنندگان و اى بهترين سؤال كردهشدگان و اى صاحب بزرگى و بخشش اى بزرگ هر بزرگى اى كسى كه نيست شريكى براى او و نيست وزيرى براى او اى كسى كه او بر همه چيز تواناست اى كسى كه او داناى بسيار داناست اى كسى كه او به همه چيز بيناست ( 2 ) اى آفريدگار آفتاب و ماه روشن اى درستكنندهء استخوان شكسته و اى بىنيازكنندهء محتاج درويش و اى رهاكنندهء زنجير كردهشدهء گرفتار اى تدبيركنندهء در كارها پس به سوى اوست بازگشت همهء آنها اى كسى كه پناه داده نمىشود گريخته از او و او پناه مىدهد گريخته بسوى خود را ، زنده مىكند مرده را و اين زنده كردن بر او آسان است اى نگاهدارندهء ترسان پناه برنده بسوى او اى توانگركنندهء درويش بسيار بد حال « 1 » اى محافظتكنندهء طفل كوچك اى رحمكنندهء مرد پير بزرگ اى كسى كه پوشيده نيست بر او پنهان در آسمانها و زمين اى آمرزندهء گناهان اى بسيار داناى همهء امرهاى پنهان اى پوشانندهء همهء عيبها سؤال مىكنم ترا آنكه رحمت فرستى تو بر محمّد و خاندان محمّد و آنكه بيامرزى تو مرا و پدر و مادر مرا و آنكه درگذرى از ما در آنچه مىدانى تو پس بدرستى كه تو عزيزتر و بخشندهترى از همهء مردمان .
( 3 ) ابن طاوس گويد كه : ظاهر « 2 » است كه فقرهء « أسألك أن تصلّى على محمّد و آل محمّد » تا به آخر ، از زيادتى راوى باشد .
( 4 ) 4 - و از آن جمله دعاء يوسف عليه السلام در هنگامى كه او را عزيز مصر نسبت به زليخا تهمت زد . پس يوسف عليه
هامش
( 1 ) يعنى بسيار پريشان محتاج
( 2 ) مترجم گويد كه در آن استبعادى نيست كه حضرت يوسف عليه السلام سؤال صلوات بر محمد و آل او را وسيلهء اجابت دعاى خود نموده و به بركت آن دعاى او مستجاب شده باشد چه ظاهر آن است كه خداى تعالى همه پيغمبران را مخبر و مطلع گردانيده است بر قرب و منزلت پيغمبر ما و آل او صلوات اللَّه عليهم در نزد خود پس بنا بر اين ، سخن ابن طاوس منظور فيه و محلّ تامل است . و اللَّه يعلم