( 1 ) ترازو و سبكى اعمالم ، صراط و لغزش بر آن ، روز قيامت و ترسش يارى فرما و از تو تقاضاى قبولى عمل پيش از به پايان رسيدن مهلت دارم ، توانى در گوش و چشم و انجام آن عمل صالحى كه مرا آموختى و فهماندى ، دارم ( 2 ) به درستى كه تو خداى جليل هستى و من بندهء ضعيف هستم و فاصلهء بين ما چقدر دور است اى بسيار دوست اى منّت گذارنده اى دارندهء جلالت و بخشندگى و درود فرست بر كسى كه او را بما فهماندى و او وسيلهء ( ارتباطى ) نزديكتر ما با توست اى خداى ما و او محمد و خاندان و عترت پاكيزگان او مىباشند ] . « 1 »
( 3 ) ابن طاوس گويد كه : من در كتاب اصطفا چگونگى بهم خورد شهرهاى خلفاء بنى عبّاس را ذكر نمودهام تا آنكه ولادت حضرت امام محمّد مهدى صلوات اللَّه عليه تمام شد و آن حضرت بوجود آمدند و اين حكايت مشروحا در جزو سيم از كتاب تاريخ تنوخى در قصهء فتنهها و حادثههائى كه در ايّام معتمد خليفه حادث شدند مذكور است و همچنين مفصّلا در جزو سيّم از كتاب « اخبار الوزراء » تاليف محمّد بن عبدوس جهشيارى در مبحث خبرها و قصهها وزراء معتمد خليفه نيز مذكور است . و ايضا مشروحا در كتاب « وزراء » تاليف فتى خسرو پسر رستم بن هرمز در مبحث ذكر عبد اللَّه بن يحيى بن خاقان مذكور است .
و ايضا ابن طاوس گويد كه من اين روايتها را در كتاب اصطفا در خبرها و حكايتهاى پادشاهان و خليفهها ذكر نمودهام .
فصل :
و نصر بن علىّ جهنى [ جهضى خ . ل . ] ، كه يكى از معتمدين علماء اهل سنّه بوده و او را خطيب در تاريخ خود مدح نموده است و خطيب از جمله جماعتى بوده كه عداوت اهل بيت عليهم السلام را در تصنيف خود ظاهر مىنمودهاند . در حكايت ولادت ائمه عليهم السلام ذكر نموده كه از جملهء دليلها بر جلالت قدر ائمّه عليهم السلام آن حديثى است كه از امام حسن بن علىّ عسكرى روايت شده كه در وقت ولادت حضرت امام محمّد مهدى فرمودند و ايشان را به « مؤمّل » ( يعنى چشم داشت داشته شده و انتظار كشيده شده ) ناميدند اين را كه ظالمين اراده داشتند كه مرا بكشند تا آنكه نسل من مقطوع گردد ، قدرت خداى قادر را چگونه ديدند ؟
فصل :
و ايضا از حضرت امام علىّ نقى عليه السلام مروى است كه اگر ما در سخن گفتن اذن مىيافتيم هر آينه شكها بر طرف مىشد و خداى تعالى آنچه را كه مىخواست ، مىكرد .
( 4 )
م : دعاهاى حضرت امام محمّد مهدى عليه السلام
ذكر آنچه ما آن را از دعاى مولاى ما حضرت امام محمّد مهدى صلوات اللَّه و سلامه عليه اختيار نموديم .
1 - ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه در كتاب كهنهاى كه نام مصنّف آن مذكور بود كه حسن بن علىّ بن هند است و آنكه آن
هامش
( 1 ) اين دعا در اين نسخه نبود و از نسخهء بدل مهج الدعوات در اينجا نقل شد . ناشر