( 1 ) است بر من گرانى آن و وارد شده است به من از آن آنچه كه دشوار كرده است مرا بر داشتن آن و به قدرت خود وارد ساختهاى بر من آن امر را و به پادشاهى خود متوجه گردانيدهاى تو آن را به سوى من پس نيست باز گردانندهاى بر آنچه را كه وارد ساختهاى آن را و نه آسانكنندهاى براى آنچه دشوار نمودهاى تو آن را و نيست برگردانندهاى مر آنچه را كه متوجّه ساختهاى تو آن را و نه گشانيدهاى مر آنچه را كه بستهاى تو آن را و نيست كه ببندد آنچه را كه گشوده باشى تو آن را و نيست يارىكنندهاى براى كسى كه يارى نكرده باشى تو او را مگر تو ، رحمت فرست بر محمد و بر آل محمّد و بگشاى براى من در رحمت را به احسان خود و برگردان از من غلبه نمودن اندوه را به قوّت خود و برسان به من نيكوئى « 1 » ديدن را در آنچه شكوهء آن كردهام ( 2 ) و بچشان به من [ و روزى گردان مرا ] « 2 » شيرينى كار را در آنچه طلب نمودهام از تو و ببخش مرا از نزد خود خلاصى و راحتى را زود و بگردان براى من از نزد خود بيرون رفتنى از اين بلا بىتعب و مشغول مگردان مرا به سبب اندوه از رعايت كردن واجبهاى تو « 3 » و از به جا آوردن سنتهاى تو پس به تحقيق كه دلتنگ شدهام من به سبب آنچه نازل شده به من از روى ناتوانى و پير شدهام من در حالى كه متلبسم به ستايش تو آنچه كه وارد شده است بر من از بىصبرى و حال آنكه تو قادرى بر بر طرف كردن آنچه را كه مبتلا شدهام من به آن و بر دفع كردن آنچه را كه افتادهام من در آن پس بكن اين كار را به من و اگر چه نيستم من سزاوار آن كه وارد شود از جانب تو اى صاحب عرش بزرگ و اى صاحب بخشش بسيار پس توئى قادر اى رحمكنندهترين رحمكنندگان مستجاب كن دعاى مرا اى پروردگار عالميان ابن طاوس گويد كه : و به تحقيق كه ما در كتاب « فلاح و نجاح » در عمل هر شبانه روز و در كتاب « زهرة الرّبيع » در ادعيهء ايّام هفته از دعاهاى حضرت امام علىّ نقى عليه السلام ذكر نموديم آن قدر كه كافى است از براى كسى كه به آنها عمل نمايد .
( 3 )
ل : دعاهاى حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام
ذكر آنچه ما آن را از دعاهاى مولاى ما حضرت امام حسن عسكرى صلوات اللَّه عليه اختيار نموديم .
بدان بدرستى كه من از آن حضرت پيش از اين در اين كتاب دعاهائى را ذكر نمودم كه از براى صاحبان عقل كافى است . در
هامش
( 1 ) يعنى چنان كن كه در اين بلائى كه شكوه نمودهام به تو نيكوئى را ببينم يعنى مبدل گردان بدى آن را به خوبى . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى و بچشان به من در اين طلبى كه از تو نمودهام لذت و شيرين آن را تا پيوسته از تو طلب نمايم و متوسل به ديگرى نگردم . و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى چنان مكن كه به سبب غم و اندوه بسيار باز ايستم و بجاى نياورم عبادتهاى واجب و سنت ترا . و اللَّه يعلم