تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
( 1 ) كه اى پروردگار من تو گرفته‌اى پيش سر او را « 1 » بدرستى كه تو بر راه راستى خداوندا پس به حق وسيله جستن من به ايشان « 2 » بسوى تو و نزديكى جستن من به وسيلهء دوستى ايشان و متحصن شدن من به اقرار به امامت ايشان بگشاى بر من در اين روز درهاى روزى از جانب خود را و پهن كن بر من رحمت خود را و دوست گردان مرا « 3 » به سوى مخلوقات خود و دور گردان مرا از كينهء ايشان و دشمنى ايشان بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانائى خداوندا و از براى هر « 4 » وسيله جوينده‌اى ثوابى هست و از براى هر صاحب شفاعتى حقّى هست ( 2 ) پس سؤال مىكنم ترا به حقّ آن كسى كه گردانيده‌ام او را بسوى تو سبب و وسيلهء خود و پيش داشته‌ام او را پيش حاجت خود آنكه بشناسانى به من بركت روز مرا « 5 » اين روز و ماه مرا اين ماه و سال مرا اين سال خداوندا و ايشانند محلّ پناه من و محلّ يارى من در حال سختى من و در رفاهيّت من و در حال سلامتى من و در بلاى من و در خواب من و در بيدارى من و در سفر من و در حضر من و در حالى دشوارى من و آسانى من و در ظاهر من و در پنهانى من و در وقت صباح داخل شدن من و در شام من و در بازگشت « 6 » و در قرار من « 7 » در نهان من و آشكار من ( 3 ) خداوندا پس نااميد مگردان مرا به بركت ايشان از بخشش خود و مبر اميد مرا از رحمت خود و مأيوس مكن مرا از راحت از جانب خود و مبتلا مكن و امتحان مكن مرا به بستن درهاى روزيها و بند شدن [ و بند كردن ] راههاى آنها بر من و مسدود شدن طريقهاى آنها بر من « 8 » و بگشاى براى من از نزد خود گشودن آسانى و بگردان براى من از هر تنگى و شدّتى بيرون رفتنى را و به سوى هر گشادگى راهى را بدرستى كه تو رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگانى و رحمت فرستد خدا بر محمّد و بر آل او كه پاكان و پاكيزگانند [ آمين اى پروردگار جهانيان ] .
هامش
( 1 ) يعنى مسخر و مقهور تو و در قبضهء اختيارت است چنانچه مكرر گذشت . ( 2 ) يعنى به حضرت محمد و ائمه هدى عليهم السلام ( 3 ) يعنى مردم را دوست من گردان . ( 4 ) يعنى و از اين جهت كه من ائمه عليهم السلام را وسيلهء خود گردانيده‌ام متوقع و مستحق ثواب از جانب تو هستم . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى به بركت اين روز و اين ماه و اين سال به من ببخش چنان كه بر من مبارك باشند و بركت آنها بر من ظاهر شود . و اللَّه يعلم ( 6 ) يا در حال تغيير و حركت من يعنى در دنيا ( 7 ) يا در حال ثابت و دائمى بودن من يعنى در آخرت ( 8 ) تأكيد سابق است .