تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
( 1 ) مىگرديد پوشاننده اى خداى من و به تحقيق كه وعده نموده‌اى كسى را كه نيكو گردانيده است اعتقاد خود را به تو به ثواب دادن و وعيد و تهديد كرده‌اى كسى را كه بد كرده است گمان خود را به تو به عقوبت نمودن تو خداوندا به تحقيق كه « 1 » نگاهداشته است زندگانى مرا نيكوئى گمان من به تو در آزاد شدن گردن من از آتش و در پوشانيدن لغزش مرا در گناهان و درگذشتن از به روى افتادن مرا در گناهان خداوندا گفته‌اى تو در قرآن خود و گفتار تو راست است و نيست خلافى در آن و نه تغييرى آنكه روزى كه مىخوانيم « 2 » « 3 » هر طايفه‌اى را از مردمان به پيشواى ايشان اين روز روز حشر و قيامت است وقتى كه دميده شود در صور و برانگيخته و زنده شوند آنچه باشند در قبرها خداوندا پس بدرستى كه وفا مىكنم به عهد خود « 4 » و گواهى مىدهم و اقرار مىكنم و امتناع نمىورزم و انكار نمىكنم و در پنهانى قائلم و در آشكارا معترفم و به زبان مىگويم و بدان اعتقاد دارم به آنكه توئى تو خدا ( 2 ) كه نيست خدائى مگر تو در حالى كه تنهائى تو نيست شريكى براى تو و آنكه حضرت محمد بندهء تو و فرستادهء توست كه رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و آنكه على ابن ابى طالب امير و سركردهء مؤمنان و بزرگ جانشينان و ميراث برندهء علم و دانش پيغمبران است و نشان راه دين اسلام است و هلاك‌كنندهء كافران و متفرّق سازندهء « 5 » منافقان است و جهادكننده است با جماعت از دين بيرون رفتگان « 6 » [ و ] امام و پيشواى من « 7 » و دليل من است « 8 » و دست آويز من و راه من است « 9 » و راهنماى من و راه واضح من است و آن كسى است كه « 10 » اعتماد ندارم به كردارهاى خود و اگر چه پاكيزه باشند و نمىبينم آنها را نجات دهندهء براى خود و هر چند كه نيكو باشند مگر بدوستى و محبت او و پيروى و متابعت به او و اقرار داشتن به فضيلتهاى او و قبول
هامش
( 1 ) يعنى به تحقيق كه زندگى مرا نيكوئى اعتقاد من به آمرزش و درگذشتن تو از گناهان من نگاه داشته است و اگر نه پس از خوف و ترس عذاب تو هر آينه هلاك من مىشدم و اين فقره ظاهرتر است از آنچه سابقا در روايت حضرت امام موسى كاظم عليه السلام گذشت . و اللَّه يعلم ( 2 ) مراد از خواندن هر طايفه‌اى را به امام ايشان آن است كه تابعان هر كس را بنام او مىخوانند مثلا مىگويند اى امّت محمد مصطفى و اى پيروان ابراهيم و اى تابعان شيطان بيائيد و همچنين . و اللَّه يعلم ( 3 ) مراد روز قيامت است . ( 4 ) يعنى به عهد و پيمانى وفا مىكنم كه در روز« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »از من گرفته و يعنى در عالم ذر . و اللَّه يعلم ( 5 ) يا آنكه مشتق است از « مار » به معنى قطع و در اين هنگام كنايه از كشنده است يعنى كشندهء منافقان است . ( 6 ) يعنى جماعت خارجيان كه از دين بيرون رفتند مثل بيرون رفتن تير از كمان چنانچه در حديث وارد شده . و اللَّه يعلم ( 7 ) كلمهء امامى متعلق است به « و أنّ عليّا » يعنى و گواهى مىدهم به آنكه على بن ابى طالب امام و پيشواى من است . ( 8 ) بسوى بندگى خداى تعالى ( 9 ) بسوى فرمانبردارى خدا ( 10 ) يعنى آن حضرت كسى است كه مىدانم آنكه هيچ عبادتى قبول نمىشود و فايده نمىبخشد مگر با دوستى آن حضرت و اقرار داشتن به امامت او و فرزندان او . و اللَّه يعلم