( 1 ) كه بدترين بندگان خدا كسى است كه به انگشتان اشاره كرده شود ( يعنى در ميان خلايق مشهور باشد ) » .
پس كسى كه دوست مىدارد آنكه اعمال او به ترازوى بزرگتر و بيشتر وزن شود و آنكه شكر حقّهائى را بجا آورد كه خداى تعالى آنها را به او انعام كرده است . پس بايد كه اين دعا را در هر روز بخواند ( 2 ) و دعا اين است :
تسبيح مىكنم تسبيح كردنى خدا را همچنان كه سزاوار است براى خدا و همهء ستايش براى خداست همچنان كه سزاوار است براى خدا و نيست خدائى مگر خدا اقرار مىكنم به توحيد همچنان كه سزاوار است براى خدا و نيست حركتى و نه توانائى مگر به خدا ( 3 ) و رحمت فرستد خدا بر محمّد و بر اهل خانهء او و بر همهء فرستادهشدگان و پيغمبران تا آنكه راضى شود خدا .
و چون از منبر فرود آمدند مردمان در طلبيدن آن دعا الحاح نمودند . پس آن حضرت لحظهاى صبر نموده باز بر بالاى منبر رفتند و فرمودند كه : هر كس كه دوست دارد آنكه ثواب او زياده باشد و ثناء او بر ثناى جهادكنندگان بلند شود ، پس اين دعا را در هر روز بخواند كه مذكور شد و اگر از براى او حاجتى باشد ، آن حاجت برآورده مىشود و اگر او را دشمنى باشد منكوب و مقهور خواهد شد و اگر او را قرضى باشد ، ادا مىشود و اگر اندوهى داشته باشد ، اندوه او زايل مىشود و دعاء او از آسمانها مىگذرد تا آنكه در لوح محفوظ نوشته شود .
( 4 ) 6 - و از آن جمله دعائى است از براى حضرت امام رضا عليه السلام در سجدهء شكر . ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه : ما اين دعا را به سندهاى خود روايت كرديم تا به سعد بن عبد اللَّه در كتاب فضل الدّعاء كه ذكر نموده كه روايت كرده است ابو جعفر ، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع ، از حضرت امام رضا عليه التحيّة و السلام . و همچنين بكير بن صالح ، از سليمان بن جعفر جعفرى ، از آن حضرت عليه السلام نقل كرده است كه : ما بر آن حضرت داخل شديم و حال آنكه ايشان در سجدهء شكر بودند . پس سجدهء خود را طول دادند و چون سر مبارك از سجده برداشتند ، ما گفتيم كه : چه بسيار سجدهء خود را طول داديد .
پس فرمودند كه : هر كس اين دعا را در سجدهء شكر بخواند ، مثل كسى خواهد بود كه در خدمت رسول خدا به جهاد رفته باشد و در روى دشمنان خدا در روز جنگ بدر تير انداخته باشد . اسماعيل بن بزيع و سليمان گويند كه ما گفتيم : پس اين دعا را بنويسيم . فرمودند كه : بلى اين دعا را بنويسيد و هر گاه تو سجده كنى سجدهء شكر را ، پس تو اين دعا را « 1 » بخوان ( 5 ) و دعا اين است :
خداوندا لعن كن بر آن دو شخص كه تغيير دادند دين ترا « 2 » و بر طرف كردند نعمت ترا و تهمت زدند « 3 » بر پيغمبر تو كه رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و مخالفت ورزيدند
هامش
( 1 ) سند اين دعا معتبر است و از جهت قضاى حاجت خواندن اين دعا مجرب است و ظاهر آن است كه به جهت خواندن اين دعا در سجده شكر است كه اهل سنه سجدهء شكر را از شعار روافض و علامت رفض مىدانند . و اللَّه يعلم بحقايق الامور
( 2 ) يعنى خلافت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام
( 3 ) مثل آنكه بر پيغمبر خدا دروغ بستند كه فرموده است كه ابو بكر سركردهء مردمان پير از اهل بهشت است با وجود آنكه احاديث بسيار است كه اهل بهشت همه جوانانند و در بهشت كسى پير نمىشود و ساير احاديثى كه وضع نمودند و اقتراهائى كه بر آن حضرت در بارهء غصب خلافت و غصب فدك و غير آنها بستند . و اللَّه يعلم