( 1 ) بر محمّد و بر آل محمّد و پناه ده مرا و بىنياز گردان مرا به سبب فرمانبردارى تو از فرمانبردارى بندگان تو و به سبب سؤال نمودن از تو از طلب كردن از مخلوقات تو و بگردان مرا از خوارى پريشانى به سوى عزّت توانگرى و از خوارى گناهان به سوى عزّت فرمانبردارى پس به تحقيق كه ترجيح دادهاى تو مرا بر بسيارى از مخلوقات خود از روى بخششى كه صادر شده از تو و احسانى از تو نه به سبب استحقاقى كه باشد ناشى از من خداوندا پس تراست ستايش بر اين نعمتها كه مذكور شد همه ، رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا براى نعمتهاى خود از جملهء شكرگزاران و براى احسانهاى خود از ياد آورندگان ( 2 ) و رحم كن مرا به شفقت خود اى رحمكنندهترين رحمكنندگان .
مخفى نماند كه در بعضى از نسخههاى اين كتاب ابو طالب بن رجب برسى روايتى نقل نموده مىگويد كه : اين دعاء جوشن را يافتم و سند آن را و فضيلت آن را در كتابى از كتابهاى جدّ نيكبختم تقى الدين حسن بن داود رحمه الله كه تفاوت داشت با آنچه در كتاب مهج الدعوات و غير آن مذكور است و اين روايت پيش از دعا مذكور بود پس من دوست داشتم كه اثبات كنم آن روايت را در اين مكان تا نگهداشته شود فضل دعائى كه مذكور شد . مترجم گويد كه از اين سخن ظاهر مىشود كه اين روايت را ابن طاوس عليه الرحمة در كتاب خود نياورده بود و در اصل كتاب مهج الدعوات نبوده بلكه از ملحقات و اضافات ابو طالب بن رجب است و ليكن چون در بعضى نسخهها بود اين را نيز ترجمه نمود .
( 3 )
شرح فضيلت دعاى جوشن
: اين است آن چيزى كه در باب فضيلت دعاى جوشن وارد شده و آنچه از ثواب باشد از براى كسى كه اين دعا را بخواند يا آنكه آن را با خود نگاه دارد . بعد از انداختن سندهاى آن ، روايت شده از مولاى ما و پيشواى ما و مهتر ما حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السلام از پدر خود امام جعفر صادق و ايشان از پدر خود از جدّ خود و ايشان از پدر خود حضرت امام حسين بن امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات الله عليهم اجمعين فرمودند كه پدرم امير المؤمنين عليه السلام به من گفت كه : اى فرزند من مىخواهى كه ترا سرى از اسرار خداى عزّ و جلّ تعليم نمايم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا تعليم نموده و از اسرار آن حضرت بود كه بر آن احدى مطلع نبود ؟ گفتم : بلى اى پدر بزرگوار فداى شما گردانيده شوم . پس آنگاه فرمودند كه : جبرئيل عليه السلام بر رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز جنگ احد فرود آمد و آن روزى هولناك ( و ) بسيار گرم بود ( 4 ) و بر پيغمبر صلى الله عليه و آله زرهى بسيار سنگين بود كه از جهت گرمى هوا و حرارت زره توانائى برداشتن آن را نداشت .
پس پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند كه : سر خود را به جانب آسمان برداشتم ، پس خداى تعالى را دعا كردم . پس درهاى آسمان را ديدم كه گشوده شد و غرقشدهء به نور و رحمت الهى جبرئيل عليه السلام بر من فرود آمد و به من گفت : السّلام عليك يا رسول اللَّه . پس در جواب گفتم : و عليك السّلام اى برادر من جبرئيل . پس گفت كه : خداى بلند و بزرگوار از همه چيز ترا