تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
( 1 ) به توست و دروغگو دانستن رسول توست پس بيامرز براى من آنچه را كه باشد ميان ايمان و شرك « 1 » اى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان و اى بهترين آمرزندگان . ( 2 ) 4 - و از آن جمله دعائى است كه آن را حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه به فرزند خود حضرت امام حسن عليه السّلام تعليم نموده‌اند و فرمودند كه : هر گاه تو ديدن شخصى را براى حاجتى قصد نمائى ، پس اين دعا را بنويس و آن را در دست راست خود نگاهدار و به آنجا كه خواهى روان شو و دعا اين است : خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا اى خدا ، اى يگانه ، اى يكتا ، اى بىهمتا ، اى روشنى ، اى هميشه ، « 2 » اى كسى كه پر كرده است قدرتهاى او آسمانها و زمين را سؤال مىكنم ترا آنكه مسخّر كنى براى من دل فلان پسر فلان را همچنان كه مسخر كرده‌اى مار را براى موسى ( پسر عمران ) كه بر او باد سلام و سؤال مىكنم ترا آنكه مسخّر كنى براى من دل فلان شخص را همچنان كه مسخّر نموده‌اى تو براى سليمان سپاه او را از جنّيان و آدميان و مرغان پس ايشان باز داشته شدند به جاى خود و سؤال مىكنم ترا آنكه نرم گردانى براى من دل او را همچنان كه نرم گردانيده‌اى تو آهن را براى داود كه بر او باد سلام و سؤال مىكنم ترا آنكه رام گردانى براى من دل او را همچنان كه رام نموده‌اى روشنى ماه را از براى روشنى آفتاب اى خدا آن شخص بندهء توست و پسر كنيز توست و من بندهء توام و فرزند كنيز توام فرا گرفته‌اى تو « 3 » پايهاى او را و پيش سر او را پس مسخّر گردان او را براى من تا آنكه برآورد مطلب مرا اين مطلب را و آنچه را كه خواهم آن را بدرستى كه تو بر هر چيز توانائى آن شخص تواناست بر آنچه او در آن چيز است او . « 4 » نيست خدائى مگر خداى زندهء به خود بر پاى . « 5 »
هامش
( 1 ) مخفى نماناد كه بهترين و بالاترين اطاعتها و عبادتها و بيشترين آنها از حيثيت مرتبه و ثواب ، اقرار و ايمان به خدا و تصديق به رسول او است و بدترين و پست‌ترين عملها و گناهان شرك به خدا و تكذيب پيغمبران او است . پس هر كارى كه غير از اين دو امر باشد بالاتر خواهد بود از شرك به حسب مرتبه و خوبى و پست‌تر خواهد بود از ايمان به حسب خوبى و مرتبه ، چه خوبى آن عمل ، از ايمان كمتر است اگر اين اطاعت باشد و بدى آن كمتر و بهتر خواهد بود از شرك و كفر اگر معصيت باشد . ما حصل آنكه كارهائى كه نه به حد ايمان باشد در بلندى مرتبه و ثواب و نه به حدّ كفر باشد در پستى مرتبه و عقاب پس در ما بين اين هر دو خواهد بود و محتمل است كه مراد آن باشد كه بيامرز براى من آن گناهانى را كه ميان ايمان و كفر است ، يعنى فاعل آن در آن وقت كه آن ( گناه ) را مىكند نه مؤمن است و نه كافر بلكه فاسق است و در اين هنگام مراد از ايمان ، ايمان كامل است چنانچه در احاديث وارد شده كه فاسق در وقت فسق از او ايمان كامل بر طرف مىشود . و اللَّه يعلم ( 2 ) يا آنكه اى مقصود در حاجتها يا آنكه اى بىنياز . ( 3 ) يعنى چون تو فرا گرفته‌اى سر تا پاى او را و همهء اختيار او با تو است . پس تو مسخر گردان او را براى من . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى در آن چيزى كه تو او را خلق نموده‌اى در آن چيز و بس . و اللَّه يعلم ( 5 ) يا آنكه متولّى به امور خلايق .