( 1 ) تسبيح مىكنم تسبيح كردنى خدا را در ساعتهاى شب و در طرفهاى روز تسبيح مىكنم تسبيحى خدا را در بامداد و در وقت عصر تسبيح مىكنم تسبيحى خدا را در آخر روز و در اوّل روز تسبيح كنيد تسبيح كردنى لايق خدا را وقتى كه داخل شويد در شام و هنگامى كه داخل شويد در صبح و براى خداست ستايش در آسمانها و زمين و در آخر روز و در وقتى كه برسيد به ميان روز ، بيرون مىآورد خداى تعالى زنده را از مرده و بيرون مىآورد مرده را از زنده و زنده مىكند زمين را بروئيدن گياه پس از مردن و خشكى آن و همچنين بيرون آورده مىشويد ( يعنى در روز حشر ) ، منزّه است پروردگار عزّت و غلبه از آنچه تعريف مىكنند او را مشركان و تحيّت و درود باد بر فرستادگان خدا و همهء ستايش براى خداست كه پروردگار عالميان است و نيست حركتى و نه قوّتى مگر به خداى بلند مرتبهء بزرگ ، ( 2 ) منزّه است خداى صاحب سلطنت و پادشاهى « 1 » منزّه است صاحب غلبه [ و عظمت ] و جبروت منزّه است پادشاه راست ثابت پاكيزه منزّه است پادشاه زندهاى كه نمىميرد ، منزّه است ثابت هميشه منزّه است زندهء به خود بر پاى منزّه است بلند مرتبهء بالاتر از همه چيز منزّه است او و بلند است بسيار منزّه و پاكيزه است پروردگار فرشتگان و روح « 2 » خداوندا بدرستى كه من داخل در صباح شدم از جانب « 3 » تو در نعمت و سلامتى كامل پس تمام كن بر من نعمت خود را و سلامتى از جانب ترا براى من به سبب خلاصى از آتش و روزى گردان به من شكرگزارى ترا و سلامتى از جانب ترا هميشه هر قدر كه زنده گذارى مرا خداوندا به سبب روشنى راهنمائى تو « 4 » راه يافتهام و به نعمت تو داخل در صباح و شام گرديدهام به صباح آوردم در حالى كه گواه مىگيرم ترا و كافىاى تو از براى گواهى و گواه مىگيرم فرشتگان ترا ( 3 ) و بردارندههاى عرش ترا و پيغمبران ترا و فرستادگان ترا و همهء آفريدگان ترا و آسمانهاى ترا و زمين ترا به آنكه تو توئى خدا كه نيست خدائى مگر تو يكتا و تنهائى تو نيست شريكى براى تو و آنكه محمّد كه رحمتهاى تو باد بر او و بر آل او بندهء توست و فرستادهء توست و تو بر
هامش
( 1 ) مراد از ملكوت پادشاهى در آسمانها است يا پادشاهى در آخرت است و مراد از ملك پادشاهى روى زمين است يا اين كه پادشاهى در دنيا است . و اللَّه يعلم
( 2 ) مراد از روح در اين مقام جبرئيل است و ذكر او بعد از ملائكه با وجود آنكه از جملهء ايشان است از جهت زيادتى اهتمام به شأن جبرئيل است و ممكن است كه مراد پيغمبران باشد يا آنكه قرآن باشد يا همهء كتابهاى خداى تعالى باشد يا آنكه مراد نفس آدميان است مطلقا . و اللَّه يعلم
( 3 ) جانبهاى خود را مراد از دو جانب آسمان مشرق و مغرب است يا آنكه شمال و جنوب است يا آنكه سطح بيرونى و اندرونى آن است و كنايه از نهايت خضوع و خشوع و فروتنى است .
( 4 ) يعنى به سبب پيغمبران و امامان تو كه نور تو هستند .