تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
( 1 ) كه ناچار است از آنكه تقديرات خداى تعالى و حكمهاى او بر وفق آنچه خواسته است ، جارى شود و حكم نموده است و زود باشد كه خداى تعالى قضا و قدر « 1 » و حكم خود را در بارهء تو جارى نمايد ، پس با من عهد كن كه پنهان نمائى و اظهار نكنى كلامى را كه آن را به تو مىگويم تا آنكه من بميرم و بعد از فوت من نيز تا دوازده ماه و ترا به چيزى خبر مىدهم كه اصل آن از جانب خداى تعالى است . هر گاه كه تو اين كلام را در هر صبح و شام بگوئى پس به نوشتن ثواب آن هزار هزار فرشتهء نويسندهء زودنويس مشغول مىشوند و خداى تعالى هزار هزار فرشته را موكّل مىكند كه براى تو استغفار كنند كه به هر فرشته‌اى قوّت هزار هزار سخنگوى سريع الكلام داده مىشود و براى تو در دار السّلام هزار خانهء در صد كوشك بنا مىشود كه تو در آنها همسايهء اهل آنها باشى ( 2 ) و براى تو در بهشت فردوس هزار خانه در صد قصر بنا كرده مىشود كه براى تو در همسايگى جدّ تو باشد و از براى تو در جنّات عدن هزار هزار شهر بنا مىشود و با تو در قبر نوشته‌اى محشور مىشود كه در آن اين نوشته باشد كه اينك در اين هنگام بر تو براى بيم و ترس راهى نيست . براى تو تشويشى و اضطرابى در وقت گذشتن از پل صراط نخواهد بود و براى تو عذاب جهنم نخواهد بود و تو اين دعا را بر حاجتى نمىخوانى كه دوست داشته باشى آنكه آن حاجت در آن روز برآورده شود ، پس شام نگردد مگر آنكه آن حاجت برآورده شود و آن حاجت هر چيز باشد و هر قدر كه باشد و آن حاجت در هر جايى كه باشد و تو نمىميرى مگر شهيد در راه خدا و در زمان حيات خود در كمال نيكبختى زندگانى خواهى نمود كه به تو هرگز درويشى و نه ديوانگى و نه گرفتارى نرسد و براى تو در هر روزى به عدد هر نفس از جنّ و انس هزار هزار حسنه نوشته مىشود و از تو هزار هزار سيّئه محو مىشود و براى تو در بهشت هزار هزار مرتبه بالا برده مىشود و براى تو عرش و كرسى طلب آمرزش مىنمايند تا آنكه در نزد خداى تعالى بايستى و از خدا براى كسى حاجتى را طلب نمىكنى مگر آنكه آن حاجت برآورده شود و از خداى تعالى حاجتى را براى خود و از براى غير خود تا به آخر زمانه در دنيا و در آخرت طلب نمىكنى مگر آنكه آن حاجت برآورده شود . پس با من عهد كن همچنان كه براى تو ذكر نمودم . پس حضرت امام حسين عليه السّلام فرمودند كه : اى پدر بزرگوار با من به هر چيز كه خواهيد ، شرط و عهد كن . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه : از تو بر اين عهد مىگيرم كه اين سرّ مرا پنهان كنى . پس هر گاه كه ترا وفات برسد ، پس اين دعا را به كسى تعليم مكن مگر به اهل بيت خود يا شيعيان يا بزرگان و دوستان ما . پس بدرستى كه اگر چنانچه به غير اين جماعت تعليم نمائى هر آينه از خداى تعالى حاجتهاى « 2 » خود را در هر باب مىطلبند و خداى تعالى مراد ايشان را روا مىكند . پس من مىخواهم كه خداى تعالى بر شماها اهل بيت نعمت خود را تمام كند به سبب آنچه به من تعليم نموده است و من آن را به شماها تعليم كرده‌ام تا آنكه شماها در روز قيامت محشور شويد در حالى كه بر شما ترسى نباشد و اندوهناك نباشيد . پس حضرت امام حسين عليه السّلام شرط و عهد نمودند بر آنچه مذكور شد . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه : هر گاه امرى را اراده داشته باشى پس اين دعا را بخوان كه آن ان شاء اللَّه تعالى برآورده مىشود ( 3 ) و دعا اين است : تنزيه مىكنم خدا را تنزيه كردنى و همهء ستايش براى خداست و نيست خدائى مگر خدا و خدا بزرگتر است و نيست حركتى و نه توانائى مگر به خدا [ بلند مرتبهء بزرگ ]
هامش
( 1 ) يعنى در كربلا شهيد شدن را . ( 2 ) يعنى حاجتهاى دنيوى و نامشروع .
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 246 | السيد ابن طاووس / الطبسي