( 1 ) محل خلاصى از عقوبت خدا مگر به سوى او به عدد جفت « 1 » و طاق و به عدد نامهاى پروردگار من كه نيكو و تمام و با بركتاند راست گفته است خدا و راست گويند پيغمبران در فرمودههاى خود .
[ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سپس فرمودند : هر كس ] در مدّت عمر خود صد مرتبه [ اين دعا را بخواند ] خداى تعالى او را در روز قيامت گروهى عليحده محشور گرداند و به نزد او صد هزار هزار فرشته بفرستد كه سر كرده آنها فرشتهاى باشد كه نام او مجديال است و با هر فرشتهاى هزار اسب باشند كه هيچ يك از آنها شبيه به آن ديگرى نباشند و با ايشان هزار جامه باشد كه در آنها جامهاى نباشد كه شبيه به جامهء ديگر باشد . پس هر گاه كه به نزد آن شخص برسند مجديال به ايشان گويد كه نزديك شويد دوست خدا را و ايشان مثل شخص واحد در نزد پادشاهى مىايستند و از براى او اسبها مسخر مىشوند به منزلهء يك اسب واحد و همچنين جامهها . و فرشتگان دور او را از جانب راست و چپ فرا گيرند و آن شخص به راه افتد و فرشتگان نيز همراه او روان شوند و گويند اين است دوستدار خدا پس خوشا به حال او و آن شخص بر هيچ گروهى از ملائكه و آدميان نمىگذرد مگر آنكه بر او سلام كنند به اين نحو كه گويند السّلام عليك يا ولىّ اللَّه و تعظيم او نمايند تا آنكه در زير لواء حمد « 2 » بايستد ( 2 ) و براى او تختى از ياقوت سرخ مهيا مىشود كه بر او قپهاى از زبرجد سبز باشد كه در او حوران بهشت باشد .
پس بر آن سرير تكيه نمايد گاهى به راست و گاهى به چپ ، تا آنكه خداى تعالى در ميان مردمان حكم نمايد و هر يك به منزل خود روند پس ملائكه دور تخت را فرو گيرند و او را بر پشت شتر قوى از شترهاى بهشت بگذارند كه نور آن شتر تابنده باشد و برود تا آنكه به اول منزلى از منزلهاى خود فرود آيد . پس او را سرايدارى از سرايدارهاى آن منزلها پيشواز نمايد و خواهد كه دست آن شخص را بگيرد و آن را از تخت فرود آورد . پس اگر محافظت خداى تعالى نباشد هر آينه آن شخص خود را به پائين مياندازد از جهت تعظيم آن سرايدار . پس سرايدار گويد كه اى دوست خدا منم سرايدارى از سرايداران خانههاى تو و از براى توست صد مثل اين قصر كه در هر قصر يك سرايدارى مثل من است از براى هر يك از ايشان زنى است كه آنها خدمتكارانند از براى زنان تو و از براى توست به عدد هر خدمتكارى يك زنى و از براى توست در هر خانهاى از نعمتها آنچه دانستن شمارهء آنها ممكن نيست . راوى گفته : پس آنگاه آن شخص اين كلمات را گويد :
همهء ستايش از براى خداست به عدد آنچه شماره نموده است آن را علم خدا و مساوى آنچه شمرده است آن را علم او و به قدر آنچه در شماره آورده آن را دانش او و چندين برابر آنچه تعداد نموده است علم او و نيست خدائى مگر خدا مىگويم اين را به عدد آنچه شماره نموده است آن را دانش خدا ( 3 ) و به قدر آنچه شمرده است علم خدا و به اندازهء آنچه در شمار آورده است آن را علم او و چندين برابر آنچه تعداد نموده است آن را علم او و خدا بزرگتر است . مىگويم اين را به عدد آنچه شماره نموده آن را علم خدا و مساوى آنچه
هامش
( 1 ) يعنى تسبيح مىكنم خدا را به عدد جفت و طاق .
( 2 ) سابقا تفسير لواى حمد مذكور شد .