تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
داده‌ام ( 1 ) و اين را از ناس پنهان نماى . پس سلمان گفت : و از چه جهت فرموديد كه اين‌ها را پنهان نمايم ؟ آن حضرت فرمودند : از جهت آنكه مىترسم مردمان همهء عبادت را واگذاردند و به اين دعا اعتماد نمايند . پس سلمان گفت : خبر مىدهيد مرا به آنچه فرموديد ؟ آن حضرت فرمودند كه : بلى ترا خبر مىدهيم . اى سلمان بدرستى كه هر كس اين دعا را بخواند و حال آنكه از آن در زمان حيوة همهء گناهان كبيره صادر شده باشد پس بميرد در همان روز يا شب كه اين دعا را خوانده باشد ، شهيد مرده خواهد بود و اگر چه اى سلمان آن شخص بر غير توبه بميرد كه خداى تعالى همهء گناهان او را به كرم خود و عفو خود « 1 » مىآمرزد و دعا اين است : ( 2 ) ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان جميع ستايش از براى خداست كه نيست خدائى مگر او پادشاه است براستى ، ظاهر است قدرت او ( و آيات او ) تدبيركننده است بدون وزيرى و نه آفريده‌اى از بندگان خود كه مشورت نمايد از او اوّل همه چيزهاست تغيير يافته نمىشود « 2 » [ وصف نمىشود ] باقى است بعد از بر طرف شدن خلايق بزرگ است پروردگارى او روشنى بخش آسمانها و زمين است [ و زمينهاست ] و خلق‌كنندهء آنها است و از نو پديد آورنده است آنها را بدون ستونى [ كه آن را ببينند ] ، موجود نمود آنها را [ و شكافت آن دو را شكافتنى پس آسمانها مطيعان بفرمان اويند ] پس ثابت گرديدند و قرار گرفتند زمينها به ميخهاى خود « 3 » در بالاى آب پس بلند است مرتبهء « 4 » پروردگار ما در آسمانهاى بلند خداى بخشنده بر عرش مستولى و قادر است ( 3 ) از براى اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه ما بين آنها است و آنچه در زير خاك است پس من گواهى مىدهم به آنكه تو توئى خدا نيست بلندكننده‌اى براى آنچه پست كرده‌اى او را و نيست پست‌كننده‌اى براى آنچه بلند نموده‌اى آن را و نيست عزيز سازنده‌اى براى كسى كه خوار كرده باشى او را و نيست خواركننده‌اى براى كسى كه عزيز نموده باشى او را و نيست منع‌كننده‌اى براى آنچه بخشش نموده باشى آن را و نيست بخشنده‌اى براى آنچه منع كرده باشى آن را و توئى خدا نيست خدائى مگر تو بوده‌اى موجود در هنگامى كه نبوده است آسمانى بنا گذاشته شده و نه زمينى پهن
هامش
( 1 ) مترجم گويد : كه سند شرح اين دعا در نزد اين فقير بىبضاعت چندان صحّتى ندارد و اعتماد كردن به امثال اين‌ها بسيار مشكل است . و اللَّه يعلم ( 2 ) يا آنكه برگردانيده نمىشود از آنچه در او است . يا از ارادهء خود . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى به كوهها كه به منزلهء ميخ‌ها هستند براى زمين چنانچه وارد شده كه اگر كوهها بر روى زمينى نمىبود هر آينه زمين به سبب راه رفتن حيوانى بر روى او حركت مىنمود . و اللَّه يعلم ( 4 ) زيرا كه خداى تعالى خالق آسمان بلند است و شك نيست كه مرتبهء فاعل و خالق البتّه بايد كه بلندتر از مرتبهء معلول و مخلوق باشد و الّا لازم آيد كه پست و ضعيف علّت باشد از براى بلند مرتبهء قوىّ و اين خود نزد عقلا محال و غير جايز است . و اللَّه يعلم