( 1 ) حرمت اين را بشناسد ، خداى تعالى او را از هر سختى نگاه مىدارد [ و اگر قرض دارى آن را بخواند ، خداوند قرض او را ادا نمايد ] و براى او همهء امرها را آسان مىگرداند و او را از هر مكروهى نگاه مىدارد و از او هر بدى را بر طرف مىنمايد و او را از هر بيمارى و علّتى نجات مىدهد و همّ و غمّ را از او زايل مىگرداند . پس اين دعا را ياد بگيريد و ياد بدهيد پس بدرستى كه در اين دعا خير بسيار است . ابن طاوس گويد : و اين دعا دعاى ثانى در اين كتاب است و آن « 1 » دعا اين است : ( 2 ) تسبيح مىكنم تسبيح « 2 » خدايى كه بزرگ است و متلبّسم به حمد او منزه است خدا تعجب مىكنم « 3 » از خدائى كه چه چيز او را مالك گردانيده [ و تعجب مىكنم از پادشاهى كه چه چيز توانا نموده است او را ] و منزه است او و تعجب است از بسيار قادرى كه او را چيز بزرگ كرده او را و منزه است خدا و تعجب مىكنم از بزرگى كه چه چيز او را جليل نموده و منزه است او و تعجب است از بزرگى كه چه چيز او را شريف نموده و منزه است خدا و تعجب است از شريفى كه او را چه چيز مهربان نموده و تعجب است از مهربانى كه چه چيز او را عزيز نموده و تعجب مىكنم از عزيزى كه چه چيز او را بزرگ نموده و تعجب مىنمايم از بزرگى كه چه چيز او را هميشگى نموده و تعجب است از دائمى كه چه چيز او را بلند نموده و تعجّب است از بلند مرتبهاى كه چه چيز او را رفعت داده و تعجب مىنمايم از رفيعى كه چه چيز او را حسن داده و تعجب است از نيكوئى كه چه چيز او را نورانى گردانيده و تعجب است از روشنى كه چه چيز او را ظاهر كرده است و تعجب است از ظاهرى كه چه چيز او را پنهان نموده و تعجب از پنهانى كه چه چيز او را دانا نموده و تعجب است از دانائى كه چه چيز او را خبردار گردانيد و تعجب است از خبردارى كه چه چيز او را كريم نموده و تعجب است از بخشندهاى كه چه چيز او را مهربان نموده « 4 » و تعجب است از مهربانى كه چه چيز او را بينا گردانيده است و تعجب است از بينائى كه چه چيز او را شنوا نموده است و تعجب است از شنوائى كه چه چيز او
هامش
( 1 ) اين دعا به دعاى صحيفه مشهور است ، از جهت آن كه جبرئيل عليه السلام آن را بر صحيفهاى نوشته بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نازل نمود چنانچه در شرح دعاى سابق مذكور شد . و اللَّه يعلم
( 2 ) تسبيح به معنى منزّه نمودن و پاكيزه گردانيدن است و مراد اعتقاد داشتن و اظهار نمودن است به آن كه خداى تعالى در ذات و صفات و افعال از نقصها و عيبها پاكيزه است و چون بنده نسبت تسبيح كردن را به خود داد چنانچه گفت سبحان الله يعنى تسبيح مىكنم خدا را تسبيح كردنى خوف اين است كه مبادا در اين نسبت عجبى و شادى روى نمايد كه من مصدر چنين امرى و عبادتى عظيم گرديدم بنا بر اين تدارك و بازيافت آن نموده مىگويد كه « و بحمده » يعنى من متلبّسم به حمد او يعنى حمد و سپاس او را لباس خود گردانيدهام بر اين كه مرا از اهل تسبيحكنندگان خود و قابل عبادت خود گردانيد و توفيق اين را به من داده . و اللَّه يعلم
( 3 ) « سبحانه من إله ما أقدره » يعنى تعجب مىكنم يا آن كه محلّ تعجب است از خدايى كه در ذات و در صفات او چه چيز است كه منشأ شده است و سبب گشته از براى قدرت و توانائى او . حاصل معنى آن كه از قدرت و توانائى او تعجب مىنمايم از جهت آن كه احدى آن را ادراك نمىتواند نمود و به آن قدرت كسى نمىتواند رسيد ، محلّ تعجب بسيار است و همچنين است فقرات ديگر تا به آخر دعا . و كلمه « سبحان الله » در اصل به معنى تنزيه و تقديس است يعنى منزّه است خداى تعالى يا آن كه تسبيح مىكنم خدا را و در اين فقرات دعا كنايه از تعجّب است چه هر گاه انسان از چيزى تعجّب مىكند مىگويد « سبحان الله » چنانچه ترجمه به آن شده . و اللَّه يعلم بحقايق الامور
( 4 ) لطف به معنى مهربانى و علم به امور پنهان و لطيف آمده است و لطافت در اصل به معنى مقابل كثافت است .