عهده داشتند .
پس از او نوبت به فرزندش شيخ جعفر كبير ، آن نابغهء بزرگ ، صاحب كتاب معروف كشف الغطا رسيد ، و در ميان برادران و فرزندان و نوههاى او دانشمندان و علماى بزرگ و ادباى نامى به وجود آمدند كه هر يك به سهم خود خدمات پرارزشى به عالم علم و دين كردند ، تا اينكه نوبت به « شيخ محمّد حسين » رسيد .
او « مقدمات » را در همان نجف اشرف به پايان رسانيد و سپس قدم در جلسات بحث دانشمندان بزرگ عصر خود گذارد . علم اصول را از محضر مرحوم « آخوند محمّد كاظم خراسانى » و فقه را از محضر مرحوم « حاج آقا رضا همدانى » و مرحوم « سيّد محمّد كاظم يزدى » كه هر كدام از نوابغ عصر خود بودند ، فرا گرفت .
در اخبار و حديث از محضر پر فيض مرحوم « ميرزا حسين نورى » استفاده نموده و به افتخار اجازهء روايتى ، از وى نايل گرديد .
علم كلام و فلسفه را در محضر مرحوم شيخ احمد شيرازى و ميرزا محمد باقر اصطهباناتى و شيخ محمدرضا نجف آبادى آموخت .
و از آنجا كه خدا بهرهء فوق العادهاى از هوش و ذكاوت و استعداد به او داده بود و در مدت كوتاهى در علوم مختلف پيشرفت نموده و در همان اوايل جوانى موقعيت علمى شايان توجهى پيدا كرد ، تا آنجا كه او و برادرش شيخ احمد ، محل اعتماد مخصوص علماى حوزه علميهء نجف اشراف مخصوصاً مرجع بزرگ وقت مرحوم سيّد محمّد كاظم يزدى قرار گرفتند و پاسخ بسيارى از سؤالات علمى و استفتائات به آنها واگذار مىشد .
بعد از وفات آن مرجع عالى قدر ، عدّهء كثيرى از مردم عراق در امر تقليد به كاشف الغطا رجوع كرده و روز به روز ستارهء اقبال او درخشانتر و پر نورتر ، و مردم عراق به او علاقهمندتر مىشدند و بالاخره مقام مرجعيت عامه در عراق براى او محرز و مسلّم گرديد .
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٠