در سال 1350 هجرى قمرى براى شركت در « مؤتمر اسلامى » كه در شهر « قدس » تشكيل يافت به فلسطين رفت . در مسجد اقصى از حضورش تقاضا كردند به ايراد خطابهاى بپردازد ، و عموم نمايندگان كشورهاى اسلامى كه براى شركت در مؤتمر حضور پيدا كرده بودند پشت سرش نماز گزاردند .
سپس از شهرهاى مختلف فلسطين مانند : « حيفا » ، « نابلس » و « يافا » ديدن نمود .
پس از دو سال براى نخستين بار عازم « ايران » گرديد و از شهرهاى همدان و كرمانشاه و تهران و مشهد و شيراز و كازرون و بوشهر و خرمشهر و آبادان ديدن نمود و در تمام اين شهرها اقامهء جماعت مىفرمود و در اجتماعاتى كه به خاطر او تشكيل مىگرديد سخنرانى مىنمود .
در سال 1366 هجرى قمرى براى دومين بار به ايران مسافرت نمود و مدتى در شهر « كرند » كه از شهرهاى ييلاقى غرب ايران است ، توقف داشت .
بالاخره سومين سفر او به ايران در سال 1367 هجرى قمرى به قصد زيارت ثامنالائمه عليه السلام بود و در همين سفر بود كه با عدهء زيادى از علماى بزرگ ايران و شخصيتهاى برجستهء ديگر ملاقات فرمود .
ولى چيزى نگذشت كه اين پيشواى عاليقدر و متحرك اسلامى مورد هجوم بيماريهاى گوناگونى قرار گرفت ، و به همين جهت در سال 1370 هجرى قمرى براى معالجه وفرار از گرماى سوزان تابستان عراق سفرى به سوريه و لبنان نمود .
در سال 1371 هجرى قمرى طبق دعوت رسمى حكومت پاكستان براى شركت در يك كنگرهء عظيم اسلامى كه در آنجا تشكيل مىشد با هواپيما به « كراچى » عزيمت نمود و در آنجا سخنرانىهاى تكان دهندهاى ايراد كرد ، و براى اصلاح اوضاع سياسى و اجتماعى كشورهاى اسلامى با رجال آن كنگره همكارى صميمانهاى از خود نشان داد . و چون پارهاى از محافل ملى نسبت به عاقبت كار آن « كنگره » اظهار نگرانى و بدبينى مىكردند ، او تصميم گرفت كه با
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣