با اينكه قرآن مجيد به ما مىگويد : در اين جهان اسرارى وجود دارد كه علم آن مخصوص خداست ، و هيچ يك از پيامبران بزرگ و فرشتگان مقرب خداوند از آن باخبر نيستند ، مانند تاريخ روز رستاخيز و امثال آن : « إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ . . . » ؛ آگاهى از ( زمان قيام ) قيامت مخصوص خداست و او باران را نازل مىكند . . . » . « 1 »
در هر صورت موضوع مخفى بودن رمز وجود امام غايب عليه السلام چيز تازهاى نيست ، زيرا در اسلام موضوعات كشف نشده و اسرارآميزى وجود دارد كه رمز مخفى بودن آن به طور كامل روشن نيست ، مانند اسم اعظم ، شب قدر ، و ساعت اجابت دعا .
خلاصه اينكه هيچ جاى تعجب نيست كه خداوند كارى انجام دهد يا فرمانى صادر كند كه اسرار و فلسفهء آن بر ما مجهول باشد ، و هيچ كس نمىتواند ادعا كند كه چنين چيزى مطلقاً « ممكن » نيست . منتها بحثى كه باقى مىماند در « وقوع » چنين مطلبى و آيا در مورد حضرت مهدى عليه السلام چنين وضعى به وجود آمده يا نه ؟
در اين قسمت نيز با وجود اخبار صحيحى كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اوصياى گرامى او دربارهء امام غايب به ما رسيده است جاى انكار باقى نمىماند و بايد در برابر اين حقيقت كه با دلايل قطعى ثابت شده تسليم بود ، ما هرگز مجبور نيستيم فلسفه و اسرار آن را دريابيم چه بسيار است امورى كه ما فلسفهء آن را نمىدانيم ،
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان ، آيهء 34