تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
داشته باشيم ولى طول عمر مهدى را كه يك امر خارق عادت ساده‌اى است غير ممكن بدانيم ؟ ! « 1 » اين از نظر عقايد دينى و اسلام ما . اما از نظر دانشمندان ديگر ، عدّه‌اى از بزرگان فلاسفهء غرب معتقدند از نظر علمى هيچ مانعى ندارد كه با مرگ به كلى مبارزه شود و انسان داراى زندگى جاويدان در دنيا گردد ، و براى اثبات اين مدعا دلايل زنده‌اى اقامه كرده‌اند ، كه در مجلدات سابق مجله « المقتطف » نمونه هايى از آن در طى مقالات متعددى تشريح شده است . يكى از دانشمندان بزرگ غرب مىگويد : اگر على عليه السلام به دست ابن ملجم شهيد نمىشد ممكن بود براى هميشه در جهان زنده بماند ، زيرا اعتدال كامل در تمام جنبه‌هاى حياتى بر وجود او حكومت مىكرد ! ما در اينجا بحثهاى فراوانى داريم كه فعلًا جاى شرح آن نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) . استثنا در « قانون عليت » به اين معنا كه چيزى در جهان خلقت و آفرينش بدون علت باشد معقول نيست ، ولى استثنا در علل عادى و تغيير مسير علل و عواملى كه ما به آن انس گرفته‌ايم و عادت كرده‌ايم هيچ محذورى ندارد ، چه مانعى دارد علل ديگرى كه ما با آنها آشنا نيستيم جانشين اين علل كردند و آثارى غير از آنچه تاكنون يافته‌ايم از آنها ظاهر شود . در حقيقت تمام معجزات پيامبران از اين قبيل است ، يعنى علل و عواملى كه از ما فوق جهان ماده سرچشمه مىگيرد ، علل مادى معمولى را كه ما با آن مأنوس هستيم تحت الشعاع قرار داده و آثار تازه‌اى آشكار مىسازد ، ولذا آن را « خرق عادت » مىنامند اين موضوع را در كتاب « رهبران بزرگ » در بحث اعجاز كاملًا تشريح نموده‌ايم ( 2 ) . گرچه در پاره‌اى از نوشته‌هاى خود در موضوع طول عمر حضرت مهدى عليه السلام از نظر علم روز بحث كرده‌ايم ولى لازم است در اينجا نيز قسمتى از بحثها عنوان گردد . اصولًا با تحقيقات اخير دانشمندان « زيست شناس » مسأله « عمر طبيعى » براى بشر افسانه‌اى بيش نيست ، همين مسأله‌اى كه مخالفان ما دايماً روى آن تكيه مىكنند و مىگويند عمر طبيعى بشر اندازهء معينى دارد و چگونه ممكن است از آن تجاوز كند ؟ بايد به اين اشخاص گفت : امروز هيچ دانشمندى پيدا نمىشود كه براى عمر انسان يا حيوانات يا گياهان حد ثابتى به عنوان « عمر طبيعى » قايل باشد ، بلكه همگى معتقدند كه با تغييرات شرايط زندگى ميزان عمر انسان يا ساير حيوانات و گياهان تغييرپذير است و ميزان تغيير آن هم ميزان معينى نيست ، شاهد اين موضوع اينكه : الف ) امروزه بسيارى از پزشكان و دانشمندان مشغول مطالعه براى پيدا كردن راههايى به منظور طولانى كردن عمر انسان هستند ، روش‌هايى هم براى اين موضوع پيشنهاد كرده‌اند . اين مطلب در بسيارى از مجلات و نوشته‌هاى مختلف علمى امروز ديده مىشود ، اگر از نظر « علم » عمر انسان حد معينى داشت اين كوشش و تلاش بى مورد بود . ب ) چندى پيش يكى از پزشكان رومانى به نام پروفسور آنااصلان دارويى از تركيبات « نوكائين » براى درمان پيرى كشف كرد كه پس از تكميل در دسترس جهانيان قرار گيرد . كاشف اين دارو معتقد است پيرى چيزى جز فرسودگى سلولهاى بدن نيست و اين دارو روى سلولها آنچنان اثر مىكند كه فرسودگى آنها را از بين خواهد برد . دربارهء امكان كشف چنين دارويى با بعضى از پزشكان معروف مصاحبه به عمل آمد و آنها امكان اين موضوع را تأييد نمودند ( اخبار مربوط به اين موضوع در جرايد آذرماه سال 1338 انتشار يافت ) اين موضوع نيز ثابت مىكند عمر طبيعى مفهومى ندارد