با قواعد ، به بلاغت ضرر و لطمه مىزند ، با اين حال چگونه مىتوان گفت قرآن كلام بليغ و معجزه است ؟ !
اين سخن از دو نظر باطل است :
اوّلا : قرآن در مهد فصاحت و بلاغت نازل گرديد ، و بلغاى عرب و فصحاى آنان را به چالش و مبارزه و لو با يك سوره از سورههاى آن طلبيد و متذكر شد كه اگر همهء انسانها اجتماع كنند نمىتوانند كتابى نظير قرآن ، يا سورهاى مانند سورههاى آن بياورند .
اگر در قرآن آيه و يا جملهاى كه با قواعد مسلم كلام عرب مخالف باشد ، وجود داشت ، پيشوايان بلاغت آن زمان كه به اسلوب زبان عربى و مزاياى آن كاملا آشنا بودند ، فورا آن را مدرك ساخته و بر آن خرده مىگرفتند و خود را از مبارزههاى پر دردسر با زبان و شمشير ، راحت مىساختند و اگر چنين كارى رخ داده بود تاريخ آن را ضبط مىكرد و در ميان دشمنان اسلام شايع مىگشت . در صورتى كه چنين چيزى حتى با ضعيفترين سند نيز نقل نشده است .
ثانيا : موقع نزول قرآن ، از قواعد عربى اثرى نبود ، دانشمندان اسلام قواعد عربى را از تتبع كلمات بلغاى عرب ، و بررسى سخنان آنان گرد آوردهاند . اگر ما به گمان طرف ، قرآن را وحى آسمانى ندانيم ولى نمىتوانيم انكار كنيم كه قرآن يك كلام بليغ مربوط به يك عرب اصيل است ، در اين صورت ناچاريم آن را يكى از منابع الهامبخش
مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٤٤