تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
مغرب را مربوط به اختلاف طلوع و غروب آفتاب در فصول تابستان و زمستان مىدانند و مشرق و مغرب خورشيد در اين دو فصل مختلف مىباشد . « 1 » ولى ظاهر اين است كه آيه ناظر به نيمكره ديگر زمين است ، و طلوع آفتاب بر نيمى از اين كره ، ملازم با غروب آن از نيم كره ديگر مىباشد ، و اين حقيقت را آيه ديگر روشن مىسازد .
يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ
. « 2 » « اى كاش ميان من و تو فاصلهء دو مشرق بود ، چه دوست بدى هستى ! » . گوينده اين جمله مىخواهد نهايت تنفر خود را با درخواست چنين فاصله‌اى در انظار ترسيم كند . در اين صورت ناچار بايد فاصلهء دو مشرق ، عظيم‌ترين فاصلهء محسوس براى بشر باشد تا مراتب تنفر و انزجار خود را مجسم سازد ، اكنون بايد ديد كدام دو مشرق است كه بعد آنها بزرگ‌ترين بعد و فاصله در جهان حس و در روى زمين مىباشد . اين دو مشرق نمىتواند مشرق ماه و خورشيد و يا دو مشرق
هامش
( 1 ) . خورشيد در آغاز تابستان در آخريني درجهء مل شمالى است و در آغاز زمستان در آخرين درجهء ميل جنوبى . ( 2 ) . زخرف : 38 .