تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
اين مرد بزرگ ، در چنين موضوع بزرگى را بكوبد و بر همگنان خود چيرگى يافته و برترى خويش را بر همهء كسانى كه در آن زمينه كار كرده‌اند آشكار سازد . و اكنون من به دو آفرين مىگويم و آرزو مىكنم كه در همهء كارهايش رستگارىاى روشن همگام او باشد . جلد اول « الغدير » در 1364 به بازار آمد و منتشر شد و به دنبال آن نيز ديگر جلدها با همان پيرايهء زيبا نمايان گرديد و دانشمندان و اديبان و فيلسوفان و سرايندگان ، ستايش نامه‌ها براى آن فرستادند و من نيز هماره دوست داشتم از كسانى باشم كه - در برابر اين نگارندهء پر تلاش و اين نگارش سودمند - مقدارى از وظيفهء خود را انجام داده‌اند ولى بر خود بيم داشتم كه نكند در طوفان مواج اين درياى خروشانى كه نگارنده اش - از سر فروتنى - « غدير آبگير » ناميده غرق شوم اين بود كه گامى پيش مىنهادم و گامى پس ، و مجلدات كتاب يكى پس از ديگرى سرانجام مىيافت و نگارندهء آن - كه فرخندگىهايش پاينده باد - با دادن آن به من بزرگوارى مىنمود و انديشهء انجام آن وظيفه ، در دلم نيرو مىگرفت تا اين آخرىها يكى از سروران ارجمند به من خرده گرفت كه چرا كار را به تعويق مىاندازم و من در پاسخ او بيش از اين نگفتم كه من سخن خود را در آفرين گوئى و ستودن چنين نامهء گرانبهائى ، رسا نمىبينم زيرا برتر و بزرگتر از آن است كه آن را آفرين گويند و بستايند و مرا نمىرسد جز اين كه خداوند را بخوانم و از او بخواهم كه زندگى وى را دراز گردانيده و فرجامى نيكو روزى او نمايد آرى با نيتى خالص از درگاه او درخواست مىكنم آنچه از زندگى من مانده است بر زندگى والاى او بيفزايد تا خواست خود را صددرصد بيابد و كار را به انجام برساند . خداوند همهء ما را در راه يارى حق و چنگ زدن بدان ، پيروز بدارد . به قلم گنهكار موسوم به محسن ( نيكوكار ) و معروف به آقا بزرگ طهرانى مقيم نجف اشرف در روز دوم ماه روزه سال 1371 از هجرت پيامبر .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 265 | اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)