تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
اى درستكار مرد مورد اعتماد ! اينك درودى به سوى تو در عراق روان است كه از جاىهاى چند گذر مىكند از سراهاى كنانيان به سوى تو راه مىپيمايد و از خانه‌ها و منزلهاى تازيان . به راستى آرمان همسان ، همهء ما را درون يك گروه جاى مىدهد و كيش راهنما ، ما را در دنبال كردن يك راه به هم مىپيوندد هر چند در راه هوس گام برداريم و پيرو آن گرديم باز هم ، اسلام ميان دلهاى ما مهربانى پديد مىآرد خاندان پيامبر را چنان خالصانه دوست مىداريم كه تن و جان ما با مهر ايشان آميخته گردد خداوند تو را پاداشى نيكو دهد همانگونه كه تو از روز « غدير » نيكو پاسدارى نمودى اين چكامه در مجلهء درخشان البيان - كه در نجف منتشر مىشود - نيز آمده ( در شمارهء 78 سال چهارم ص 174 ) و پزشك دانا و كار آزموده استاد ميرزا محمد خليلى نجفى صاحب كتاب « معجم الادباء الاطباء » نيز آن را تضمين نموده كه همراه با اصل آن در مجلهء درخشان البيان به چاپ رسيده ( در شمارهء 80 سال چهارم ص 223 ) كه اگر خداى برتر خواهد در سرگذشت استاد خليلى تضمين او را نيز ياد خواهيم كرد

الغدير در حلب

نمونه اى ديگر - بر درستى آن دعوى كه كرديم - نامه اى بزرگوارانه است كه نگارنده اش از حلب به نشانى شيخ محمد حسين مظفرى نجفى فرستاده و پاسخى به كار ايشان داده است كه مجلدات الغدير را به دو هديه نمودند تا روح كتاب با جان بزرگوار او بياميخت و از آب روان و گواراى آن سيراب گرديده ، به دليلهاى استوار آن پشتگرمى يافت با آن كه خود در اريحا - از نواحى حلب - امام جمعه