تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

نامه اى از مرد دانش و سياست ، نخست وزير پيشين عراق سيد محمد صدر

پيشگاه دانشمند يگانه ، پژوهشگر كاوشگر يكتا ، استاد امينى ! خداوند به دست تو مسلمانان را گرامى نمايد و تو را براى يارى دين و دانش پايدار بدارد . با درود ستايشگرى كه هماره - و تا آن گاه كه زنده است - تلاشهاى تو را در راه دانش به ياد دارد . . . . كتاب تو هوش از سرم ربود و پژوهشگرى و كاوشگرىات مرا خشنود ساخت و ديدم كه بايستى در برابر فرآورد جاودانى و ارزندهء تلاشت مراتب بزرگداشت و خوشايند و شگفتى خويش را آشكار سازم و كتاب تو را همان درختى بشمارم كه شكوفه مىدهد و بار مىآرد و ميوه مىدهد و هنگام بهره بردارى از آن فرا رسيده ميوه‌هاى گوارا و تازه مىدهد و به زندگىام سوگند كه آن ، بازده شخصيت يگانهء تو است و فشردهء موهبتهايت كه ديگران را بدان دسترس نيست و نيز چكيدهء آن همه تلاشها و پيكارها كه در نبردگاه‌هاى دانش و برترى نمودى . و اگر براى توده‌ها سزاوار باشد كه به بزرگان خويش بنازند و تاريخشان را مايهء سرفرازيشان گردانند پس تو - كه دانشمندى ورزيده و پژوهشگرى بيمانند هستى - چه بسيار شايسته است كه به شخصيت پيشواى پسنديده و سرور جانشينان پيامبران - فرمانرواى مؤمنان - سرفرازى نمائى . همان شخصيت نمونهء يگانه اى كه با بزرگى خويش از همهء جهان والاتر رفت تا جهانيان در برابر بزرگى او فروتنى نمودند و برترى و نيكوكارىهاى او را بر زبان آوردند . و مگر اين الغدير - نگاشتهء بزرگوارانه و فرخندهء تو - به جز نشانه اى از نشانه‌هاى همان شخصيت خدائى است كه خداوند ،