گفتارى از عبد المهدى منتفكى كه در دورههاى متعدد ، سمت وزارت فرهنگ ، اقتصاد ، كار و ارتباط را يكى پس از ديگرى عهده دار بوده است .
13 رمضان سال 1369
28 حزيران سال 1950
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
ستايش خداوند راست
هر روزه صدها كتاب از چاپخانهها به در مىآيد كه مطالعه كنندگان به جز در اندكى از آنها - كه بسيار انگشت شمار است - آن چه را مىخواهند نمىيابند و اطمينان همه سويهء ! ايشان - از همهء ديدگاهها - بدان جلب نمىشود ، از اين رو ارزشى كه به هر كتاب مىنهند ، به اندازهء تأثير شايسته و سودمندى است كه در دل خواننده بر جاى نهد و به راستى از بهترين فرآوردههاى قريحهء انسانى و ارمغانهاى چاپخانهها كه اثرى شايسته و رسا در دلها داشته ، كتاب « الغدير » است ، همان نامهء بزرگى كه به گردآورى پرداخته و هر چه را در زمينهء مورد نظر لازم بوده فراهم كرده و چراغى پرتوافشان و نشانه اى راهنما گرديده و برتر از آن رفته است كه با ارزشها ، براى آن مرز بنهند و آن را در بند مقياسها بدارند . چرا كه در گوهر خود از هر نسبتى بالاتر است و با اثر و سود بزرگ خويش از مرز هر سنجشى در مىگذرد و شگفت نيست كه « الغدير » چنين باشد زيرا تراويدهء دريائى پر از دانشهاى عقلى و نقلى است و از فرآوردههاى قريحهء درخشانى است كه ويژهء دانشمند بزرگ ، استاد ما شيخ عبد الحسين پسر احمد امينى گرديده - كه خداوند روزگارش را پاينده بدارد . و ما را از زندگى وى بهره مند سازد .
آرى براى « الغدير » همين اندازه ستايش و آفرين بس است كه بگوئيم از فرآوردههاى اين شخصيت يگانهء بزرگ است و بر اين بنياد ، چندان از مرز ستايش گذشته است كه گوئى اگر به بهترين گونه نيز به ستايش آن پردازى باز هم آن را كوچك شمرده اى عبد المهدى .