تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
وى بزرگتر از آن است كه كسى تاريخ ولادت او را نداند . . راوى ميگويد : معاويه اندكى سكوت كرد و سپس گفت : پس از او تو بزرگتر قوم خود شدى ، ابن عباس گفت : تا وقتى خدا ابا عبد اللّه حسين را زنده بدارد ، نه . « 1 » ( 1 ) يعقوبى صحنه‌ى تأثير عظيمى را كه وفات امام حسن عليه السلام در كوفه بجا گذارد و ماجراى گرد آمدن سران شيعه در خانه‌ى سليمان بن صرد بزرگ شيعيان و تسليت آنان را به امام حسين عليه السلام در ضمن نامه‌ئى بليغ و غم‌انگيز ، در تاريخ خود نشان داده است ( ج 2 ص 203 ) . خبر وفات امام حسن به بصره - كه زياد بن سميه حاكم آن بود - رسيد ، مردم همه گريستند و ضجه و ناله از همه سو بلند شد . ابو بكرة - برادر مادرى زياد - كه در بستر بيمارى بود ، غوغاى مردم را شنيد و گفت : خداوند او را از شر بسيار رهانيد و مردمان با مرگ او خير بسيارى را از دست دادند ، خدا حسن را رحمت كند . « 2 » ( 2 ) برادرش محمّد بن حنفيه در كنار پيكر بيجان او با اين كلمات وى را رثا گفت : « خدا رحمتت كند اى ابا محمّد ! به خدا اگر زندگيت عزيز و ارجمند بود ، مرگت كوبنده و درهم شكننده است . خوشا روانى كه پيكر تو را زنده ميداشت و خوشا بدنى كه كفنت آن را در آغوش گرفت . . و چرا چنين نباشد ؟ كه تو زاده‌ى هدايت و بازمانده‌ى اهل تقوى و پنجمين اصحاب كسائى ؛ بدست حقيقت ، تربيت يافته و در آغوش اسلام پرورش
هامش
( 1 ) ابن قتيبة ، متوفى بسال 276 ( ص 159 - 160 ) نظير يا نزديك به همين را يعقوبى و طبرى نيز نقل كرده‌اند . ( 2 ) ابن ابى الحديد ( ج 4 ص 4 ) .