تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
تا ديگر زمانى » « 1 » . ( 1 ) در اين اظهارات و هم در بسيارى از اظهارات مشابه اينها - چه از معاويه و چه از حسن عليه السلام - سخنى كه ما را در استنباط هدف اين قرارداد ، دچار اشكال و ابهام كند وجود ندارد . . . معاويه مشتاقانه در طلب حكومت بوده و حسن عليه السلام خطمشى و راه خود را براى نجات شيعيان از قتل و حفظ افكار و اصول اسلامى - كه براى او از همه‌ى روى زمين باارزشتر است - و بالاخره صلح و آرامشى موقت ، مىپيموده است . اين حقيقتى است كه با توجه به اظهاراتى كه در بالا ياد شد ، بىتعجب و انكار ميتوان پذيرفت و تحريفى را كه مورخان در مورد هدف طرفين از صلح و نيز خطائى را كه در فهم اظهارات طرفين مرتكب شده‌اند ، بازشناخت . چنان كه ملاحظه مىكنيد نه در متن قرارداد و نه در هيچ‌يك از اظهارات دو طرف ، مطلقا سخنى از بيعت و امامت و خلافت نيست . بنا بر اين جاى اين سؤال هست كه موضوع « بيعت كردن حسن با معاويه » كه گروهى از مورخان و در رأس آنان « ابن قتيبه دينورى » نقل كرده‌اند ، مستند بكدام مدرك است ! ! در اينجا ما پيش از آنكه به بررسى درباره‌ى اين موضوع يا در باره‌ى گويندگان آن بپردازيم ، مقدمه‌ئى كوتاه در پيرامون انتساب خلافت اسلامى به معاوية بن ابى سفيان و اينكه بيعت شرعى با كسى چون او چگونه صورت‌پذير است ، بيان مىكنيم : ( 2 ) در طى مباحث گذشته درباره‌ى موضوع خلافت در اسلام مطالبى
هامش
( 1 ) يعقوبى ج 2 ص 192 .