تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
براى روزى كه به وجود ياورانى نياز هست بيمه نمايد . ( 1 ) در اين قرارداد ، حكومت را بدين شرط به معاويه واگذار كرد كه وى به سنت پيغمبر و به روش خلفاى شايسته عمل كند و با اين شرط ، معاويه را - كه وى بيش از هر كسى با روحيه‌ى او و هم با عكس العملش در برابر اين شرط آشنا بود - در تنگناى مخالفت‌ها و ضديت‌ها و دشمنىهاى بيشمار قرار داد و در نتيجه ، پايه‌ى حكومت او را متزلزل ساخت . اساسا قرارداد يعنى سندى كه دو طرف آن را امضاء كرده‌اند تا التزام خود را به آنچه به طرف مقابل داده يا از او ستانده‌اند ، تثبيت نمايند و در اين مورد موضوع قرارداد - حد اكثر - عبارت است از : مادياتى محدود كه مورد حرص و علاقهء شديد يكى از طرفين است در برابر معنوياتى نامحدود كه وجهه‌ى همت طرف ديگر مىباشد . معاويه از صلح ، هدفى جز اين نداشت كه بر حكومت استيلا يابد و حسن بدين امر راضى نشد مگر بدين جهت كه مكتب خود و اصول فكرى خود را از انقراض ، مصون بدارد و شيعيان خود را از نابودى برهاند و راه بازگرداندن حق غصب‌شده‌ى خود را پس از مرگ معاويه هموار سازد . لازمه‌ى درست‌انديشى آنست كه از قرارداد صلح چنين مفهومى استفاده كنيم . براى اينكه صحت تفسير ما در مورد هدفها و مقاصدى كه هر يك از دو طرف در لحظه‌ى وقوع صلح داشتند ، كاملا آشكار شود ناگزيريم زنجير تقليد كوركورانه از مورخان گذشته را پاره كرده و براى كشف اين حقيقت مهم تاريخى يكسره بسراغ اظهارات طرفين درباره‌ى مواد قرارداد يا بطور كلى گفته‌هائى كه نقاط مبهم قرارداد را روشن مىسازد ، برويم ، شايد از
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 361 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين