تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
به راه صفين كه مىرفتيد دينتان را پيشاپيش دنياتان داشتيد ولى اكنون دنياتان پيشاپيش دينتان است . اين زمان شما در ميان دو كشته بسر مىبريد : كشته‌اى در صفين كه بر او ميگرييد و كشته‌اى در نهروان كه انتقام او را مىطلبيد . بازمانده‌ها عهد فروگذار و نامردمند و گريه كننده‌ها شورشگر و آشوب طلب . اكنون بدانيد كه معاويه ما را به كارى فرا خوانده كه در آن نه سربلندى هست و نه انصاف ؛ اگر تا پاى مرگ ايستاده‌ايد ، سخن او را به خودش برگردانيم و با لبه‌ى شمشير او را به محاكمه‌ى خدا بخوانيم ؛ اما اگر در فكر زندگى كردنيد پيشنهاد او را بپذيريم و رضايت شما را جلب كنيم . . مردم از هر سو فرياد بر آوردند : مهلت ، مهلت . . صلح را بپذير ! . . ( 1 )

4 شرح نهج البلاغه‌ى ابن ابى الحديد :

« از مدائنى » نقل شده كه گفت : آنگاه عبد اللّه بن عباس ( به همين صورت ) و به همراه او قيس بن سعد بن عبادة را در رأس دوازده هزار سپاهى كه مقدمه‌ى لشكر او بودند ، بسوى شام گسيل داشت و خود او بعزم مدائن از كوفه بيرون آمد ؛ در ساباط به دو ضربتى زدند و آنچه داشت بغارت بردند و او وارد مدائن شد ؛ معاويه از اين جريان با خبر شد و آن را منتشر ساخت ؛ اصحاب حسن كه وجوه آنان يعنى اشراف و وابستگان به فاميلهاى معروف ، همراه عبد اللّه بودند ، به معاويه گرائيدند . عبد اللّه بن عباس اين مطلب را به حسن عليه السلام نوشت ؛ آن حضرت خطبه‌ئى ايراد كرد و در آن مردم را توبيخ و سرزنش كرد و گفت : « با پدرم چندان مخالفت كرديد كه بر خلاف