و نافرمانى ايجاد كرد بطورى كه اثر آن به گروههاى ديگرى از سپاه نيز سرايت كرد و جمعى از آنان به فكر فرار افتادند با اين پندار كه متابعت از « اشراف و وابستگان به فاميلهاى معروف » داراى منافعى است كه اگر بدنبال آنان نروند از آن منافع ، محروم خواهند گشت .
( 1 ) معاويه ، چندان كه مىتوانست در بر انگيختن و سپس پختن و آنگاه توسعه دادن اين روح تمرد و نافرمانى فعاليت ميكرد . او به روحيهى اين افراد فاميلدار بد دل ترسو كه بر اثر غلبهء اشرافيگرى و غرق شدن در ناز و نعمت ، آن مفاخره و سرسختى عربى را از دست داده بودند ، كاملا واقف بود و بدين جهت هميشه منتظر سر خوردن و كشيده شدن آنان بسوى خود بود و با وسائل گوناگون و حيلههاى رنگارنگ با آنان رابطه برقرار مىساخت . لهذا آن قدر فعاليت كرد تا عاقبت توانست غرور و مناعت آنان را با مطامع مادى بشكند و بزرگتر آنان را كه مسحور وعدههاى او شده بود پيشاپيش همه دوان دوان بسوى پرتگاهى مذلتبار بكشد . . پرتگاهى كه هيچ انسان شرفدوست و علاقهمند به آبرو و حيثيت خود ، ممكن نيست بدان نزديك شود .
بدين صورت ، اصحاب امام حسن كه بزرگترهاشان همراه عبيد اللّه بودند ، بدنبال اشراف و فاميلدارها مخفيانه بسوى معاويه روانه شدند . « 1 »
در فاصلهء كوتاهى ، عدد فراريان ميدان جنگ و خيانتكاران به خدا و پيغمبر و فرزند پيغمبر ، به هشت هزار نفر بالغ شد ( بنابر نقل احمد بن يعقوب در تاريخش ) و عبارت اين مورخ چنين است :
« معاويه كسى نزد عبيد اللّه فرستاد و براى او يك ميليون درهم معين
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغة : 4 / 8 .