او نيز همچون « كندى » خيانت خواهد كرد . مرادى با سوگندهائى كه كوه تاب آن را ندارد تأكيد كرد كه چنين نخواهد كرد ولى امام حسن گفت : به زودى دست به خيانت خواهد زد . چون به انبار رسيد باز معاويه قاصدهائى گسيل داشت و نامههائى همانند نامههاى پيشين نوشت و پنج هزار درهم ( گويا منظور پانصد هزار درهم است ) براى او فرستاد و آرزوى حكومت بر آباديهاى شام و جزيره را در دل او ريخت . . . مرادى تاب نياورد . . .
كارها را دگرگون ساخت و راه اردوى معاويه پيش گرفت و آن همه پيمان و ميثاق را فراموش كرد . . . »
پس از ذكر اين واقعه ، جريان اردو زدن امام حسن در « نخيله » و سپس حركت از آنجا را بيان كرده است .
( 1 ) 2 - شرح نهج البلاغه : ابن ابى الحديد . ج 4 ص 14 :
« مردم بيرون آمدند و اردوگاه ساختند و آمادهى حركت شدند .
حسن بن على به اردوگاه آمد و مغيرة بن نوفل ( بن حرث بن عبد المطلب ) را بر كوفه گماشت و به او دستور داد كه مردم را بر انگيخته به اردوگاه فرستد . و او مردم را بر مىانگيخت و اعزام مىكرد تا اردوگاه آراسته شد .
آنگاه حسن بن على با سپاه عظيم و ساز و برگ كامل حركت كرد . چون به « دير عبد الرحمن » رسيد سه روز توقف كرد تا مردم جمع شدند .
سپس عبيد اللّه بن عباس را فرا خواند و به او گفت : هان اى پسر عمو ! اينك دوازده هزار از سواران عرب و پارسايان شهر را با تو ميفرستم . . . » .
( 2 ) 3 - زهرى بنا به روايت ابن جرير طبرى در تاريخ . ج 6 ص 94 :
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٥٨