جانشينى پيامبر را ندارد گرچه توبه كرده باشد . البته ترديدى نيست كه « الأسلام يجبّ ما قبله » ( اسلام از آنچه پيش از او رخ داده ، درمىگذرد ) ليكن داشتن زمينههاى لياقت خلافت مطلبى است و پذيرفتن اسلام پس از توبه و انابه مطلب ديگر ؛ و گرنه هرآنكه اقرار به توحيد و رسالت مىكرد سزاوار آن مقام بود . بنابراين هر منصفى كه تاريخ زندگانى امير مؤمنان ( ع ) را مطالعه كند و سيرهء ديگر اصحاب پيامبر را نيز بررسى نمايد و عقل و فطرت خود را قاضى گرداند به اين نتيجه خواهد رسيد كه يا على ( ع ) سزاوار جانشينى است و يا هيچكس چنين شايستگى را ندارد كه البته لازمه قول دوم نفى اصل خلافت است .
حال كه به حكم فطرت ، على ( ع ) جانشين پيامبر اكرم ( ص ) است ، پس اين هجوم ويرانگر عليه كسى كه به فطرت الهى ايمان آورده ؛ چه مفهوم و معنايى دارد ؟
آخرين سؤال
اين پرسش را متوجه هر انسان عاقل و منصفى مىكنيم تا با عقل و وجدان خود بدان پاسخ گويد :
ثروتى است كه به صغيرى به ارث رسيده و لازم است كسى سرپرستى و مسئوليت اين مال را بپذيرد تا او به سنّ بلوغ برسد . در اينجا امر بين دو نفر داير است . نخست كسى كه هرگز در سراسر زندگيش مرتكب گناه كوچك و بزرگى نشده است ولى ديگرى در طول مدت حياتش گناه كرده و سپس توبه و انابه نموده ؛ در اين صورت كدام يك از اين دو نفر را به سرپرستى آن ميراث برگزينيم ؟
قرآن كريم و عقل سليم پاسخ اين سؤال را چنين مىدهد :