خواست حق تعالى چنين بود كه امام همام ( ع ) در دامن نبوت ، پاكى و ايمان پرورش يابد و به حضرت محمد ( ص ) ايمان آورد ، ايستاده بر دوش مبارك حضرت ، بتان را به زير گامهاى مولايش فروريزد .
خداى تعالى اراده كرد كه على ( ع ) از همان اوان كودكى ، به رسول ( ص ) عشق ورزد تا وى را بر وفق مشيّت الهى و خواست خويشتن تربيت و براى جانشينى خود ، آماده و مهيّا سازد . در مثل آوردهاند : « من شبّ على شئ شاب عليه » ( هر كس بر آنچه كه رشد يافته ، بر همان پير مىگردد ) و حداقل ، شخصيت و ايمان او در گذشته و حال تفاوت نمىكند .
حضرت مسيح ( ع ) در كودكى و در گهواره زبان به سخن بازنمود و حضرت محمّد نيز هنگام تولد ، پرتو نبوت و رسالت در پيشانى مباركش درخشيد . ازاينرو از همان كودكى خيانت و دروغ و ريا و . . . به خود راه نداد و اين از برترين اوصاف نيكوى او و روشنترين دليل نزد تمام مسلمين است كه ذات اقدس او از همان دوران كودكى ، راز نبوت و رسالت را در خود داشت . چنان كه همين مطلب در مورد حضرت على ( ع ) صادق است ، زيرا او نيز از زمان خردسالى نهال جانشينى و ولايت را در وجود پاك خود جاى داد .
و هركس اين كرامت را بر حضرت محمد ( ص ) ثابت بداند و از امام على ( ع ) نفى كند ، خود آگاه يا ناخودآگاه خويشتن را به تناقض افكنده است . و پيشتر از اين گفتيم كه روشنترين دليل بر اين تناقض ، وجود هواهاى نفسانى و گمراهى از راه مستقيم مىباشد . در نتيجه ، مىتوان گفت يك زندگى سراسر نور و پاكى - از كودكى تا لحظه مرگ - است كه شايستگى پذيرش رسالت و امامت را ايجاد مىكند لذا آنكه بر غير حق جبين به خاك ساييده ولو يك بار در طول حياتش ، او لياقت
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٥