« نوجوانى نخستين صحابه رسول اكرم و اولين ياور او بود . دستان ظريف و زيبايش را در دوستى و بيعت با محمد بن عبد اللّه دراز كرد . در تمام رويدادها با او بود تا آنكه حاضر شد جانش را در راه او تقديم كند و آنگاه كه پيامبر و همراهش به مكه هجرت نمود ، اين ياور نوجوان ، استوار و مقاوم ، جان بر كف نهاد و در بستر مولاى خود خوابيد ، درحاليكه مىدانست به زودى تيغهاى شياطين قريش او را دربر خواهد گرفت ؛ اما هيچ اعتنايى نكرد و ذرهاى بيم و هراس به خود راه نداد بلكه در آن لحظه جان و هستىاش با حضرت بود » . آرى ، مولى هرگز به مرگ و برق تيغهاى رخشنده نينديشيد ؛ بلكه انديشه او در حيات حضرت و به انجام رساندن رسالت و پيروزى دعوت او بود . ازاينرو ، وقتى حضرت از وى خواست در بستر مبارك شب را صبح كند ، امام پرسيد : آيا در اين صورت شما در سلامتى ؟ فرمود : آرى . امام ( ع ) عرض كرد : خوشا مرگى كه در راه تو باشد .
نماز او نيز با پيامبر نخستين نماز در تاريخ بشريّت بود كه در اوج اخلاص و عبادت خدا بود . سه نفر كه چهارمى نداشتند : حضرت على ( ع ) اولين مأموم مرد و خديجهء كبرى ( س ) نخستين پيرو زن ، زنى كه ميان زنان و مردى كه در بين مردان همتايى نداشت .
برخى گويند : اين مطلب درست است ليكن حضرت على ( ع ) كودك بود درحالىكه مردى سالخورده غير او ، پس از او ايمان آورد .
جواب : البته همين مسأله رمز بزرگى و برترى امام على ( ع ) ، بر ديگران است ، زيرا اقتضاى شرايط و اوضاع اجتماعى چنان بود كه غير او در دامن شرك و پليدى و پرستش بتها بيالايند و سراپا در لجنزار جاهليّت فرو روند و اين بود كه كسى جز او پيش از ارتكاب گناه و سجده بر بتان به پيامبر ايمان نياورد .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٤