حاضر شويد . فرداى آن روز حضرت ، زن زناكار را به ميدان آورد و مردم نيز با سنگهاى خود گردهم آمدند . حضرت بر قاطرى سوار شد ، انگشت بر گوش مباركش نهاد و با صدايى رسا فرمود : « اى مردم ، خداى بزرگ با پيامبر خود عهدى كرد و او نيز همان عهد را با من نمود و آن اين است كه :
كسى كه خود درخور حدّى است در اجراى حدّى شركت نكند . . . . پس هرآن كس كه بر او حدّى مانند حدّ بر اين زن است ، حق ندارد بر اين زن حدّ جارى سازد ( و سنگى بر او افكند ) . »
تمام مردم جز امام و دو فرزند عزيزش امام حسن و امام حسين ( ع ) برگشتند چنان كه جز حضرت عيسى ( ع ) و حواريّونش خجلتزده خود را به كنارى كشيدند ! »
عهدى است از سوى خالق به مخلوق كه هرگز لغزشها و آلودگيها را دستان آغشته به پليدى نمىشويد و پاك نمىكند و تنها دستان پاكيزه و منزّه و نيكوكار است كه امين احكام و حدود الهى است .
عهدى است حتمى و مسجّل در قرآن كريم و تورات و انجيل ، كه دست سركش و آلوده ، بايد بريده و يا به بند و زنجير كشيده شود ؛ تا ديگر پاكان را نيالايد و صفات نيكان را متخلق گردند .
عهدى است عقلانى كه همتايان نيك خلق و دانشمند ، شايستهء ولايت و سرپرستى و حفظ مصالح مردم را دارند .
و بدين خاطر است كه لغزشكاران و گنهپيشگان ، از كنار حضرت عيسى و يارانش ، و حضرت امير مؤمنان ( ع ) و دو فرزند عزيزش دور شدند ؛ و رساتر و مهمترين عهد آن است كه خداوند به پيامبرش وحى نمود و او با وصيش عهد كرد و او نيز به امت محمد ( ص ) ابلاغ نمود و بالاتر از آن ، بافت اين عهد است كه درون گنهكار احساسى مىآفريند كه وى خود را بدان خاطر ملامت و نكوهش نموده و پند و اندرز مىدهد .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٤