در ايران مسكوك طلا جريان ندارد فقط به مناسبت تاجگزارى و فرارسيدن عيد ملى و بزرگ نوروز سكههاى زرين ضرب مىشود . چنين سكهها معمولا هموزن دوكاى آلمان و مانند ژتون فرانسويان مىباشد . اين سكهها رايج نمىباشند و نام خاصّ و معين نيز ندارند . ايرانيان آن را معمولا طلا يعنى سكههاى زرين مىنامند و اشرافى نيز مىگويند كه به معنى كرامند و اصيل و بالاست و اين نام از آن يافته كه پربهاست .
در روزگاران گذشته در سراسر ايران جز سكههاى بيستى نقره كه بهاشان معادل بيست و دو دنيه بوده ، و سكههاى شاهى به ارزش چهار سو و نيم مسكوكى وجود نداشته است . امّا در دوران سلطنت سلطان محمود ، از چهارصد سال پيش نسبت به زمان معاصر ، چون نقره فراوانتر گشت سكهاى به نام محمودى و به اسم پادشاه ضرب شد .
پس از تاجگذارى شاه عباس بزرگ هنگامى كه كار بازرگانى در ايران رونق و گرمى يافت به فرمانش سكهاى زده شد كه عباسى نام گرفت ، و ارزش آن دو برابر سكهء محمودى بود . همچنين سكهء ديگرى به نام عباسى پنج شاهى ، و پنج عباسى نيز ضرب مىشد . امّا اين مسكوكات جنبه تفنن داشت و در كار بازرگانى رايج نبود . همچنين در طول تمام سواحل خليج فارس سكّهاى به نام لارين
) Larin (
جريان دارد . لارين منسوب به شهر لار است كه مركز سرزمين صحارى كرمان بوده ، و داراى سازمان و پول جداگانهاى بوده است . در حدود صد و بيست سال پيش شاه عباس اين سرزمين را فتح و مجددا جزو ايران كرد . لارين مسكوك نقرهء بىغش است و بهايش معادل دو شاهى و نيم و برابر يازده سو و سه دانيه پول رايج فرانسه مىباشد .
شكل مسكوك لارين عجيب و بر خلاف سكههاى ديگر رشتهاى گردو به بزرگى قلم تحرير است . درازيش به پهناى انگشت تا شده مىباشد و رويش علامت كوچكى است كه نشان پادشاه مىباشد .
شاه عباس پس از فتح لار ضرب سكههاى لارين را منع فرمود امّا هنوز در هندوستان و سواحل خليج كامباى
) Camboye (
و كنارههاى مجاور آن رايج است .
بعضى برآنند زمانى لارين در سراسر مشرقزمين رواج داشته است .
هامش
و اولهآريوس) Olearius (نوشته هر چهل خزبيگى برابر يك عباسى بوده است .