تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مغازه دارد . مقابل كاروانسرا بازارى است كه در دكانهاى آن انواع مواد خوراكى ، و اقسام گوشت و چيزهاى ديگر مىفروشند . كنارش نيز يك مسجد زيبا و دو قهوه‌خانه است . عرض جغرافيايى اين شهر چهل و يك درجه و پانزده دقيقه و طولش هفتاد و هشت درجه و بيست دقيقه است . هواى ايروان خوب اما سرد و كمى سنگين و كثيف است . زمستانش طولانى است ؛ چنان كه برخى سالها در ماه آوريل نيز برف مىبارد به اين جهت كشاورزان ناچار در آغاز فصل زمستان موهاى خود را زير خاك مىكنند تا از سرما خشك نشوند ، و آنها را در فصل بهار از زير خاك بيرون مىآورند . زمينهاى ايروان حاصلخيز است و در آن همه گونه ميوه به حدّ وفور توليد مىشود ، مخصوصا انگور و شرابش هم بسيار خوب است و هم ارزان . ارمنيها مىگويند كه نوح تاك را نزديك ايروان غرس كرده است حتى جاى آن را كه نقطه‌اى كه كاملا نزديك شهر است نشان مىدهند . در كشتزارهاى پيرامون شهر همه گونه حبوب به دست مىآيد ، و بسيار ارزان است . در دو رودخانه كه از كنار شهر مىگذرد و در درياچه‌اى كه دربارهء آن گفتگو خواهم كرد . همه گونه ماهى صيد مىشود . مخصوصا ماهيهاى قزل‌آلاى آن و نوعى ديگر از ماهى كه فقط در آبهاى شيرين پرورش مىيابد به حدّ وفور وجود دارد . ماهيهاى رودخانه‌ها و درياچهء ايروان در سراسر مشرق زمين شهره‌اند . من ماهيهايى را كه در اين‌رودخانه‌ها صيد شده بودند و درازاشان بيش از سه پا بود بسيار ديده‌ام . مصرف گوشت كبك نيز در ايروان زياد است . درياچهء ايروان در فاصلهء سه روز راه ، و در شمال غربى شهر است . ايرانيان آن را دريا شيرين مىگويند ، و ارمنيها اسم آن را كياگار كونيسو (
kiagar couni sou
) گذاشته‌اند كه آن هم به معنى درياى شيرين است ، و اين نام بدين سبب يافته كه به راستى آبش خيلى شيرين است . محيط درياچه بيست و پنج فرسنگ است ، و نسبة عميق است . در اين درياچه نه نوع ماهى صيد مىشود . ماهيهاى قزل‌آلا و ماهيهايى كه منحصرا در آب شيرين توليد مىشوند و در ايروان مصرف مىشوند همه در اين درياچه پرورش مىيابند . ميان درياچه جزيرهء كوچكى است كه حدود ششصد سال پيش صومعه‌اى در آن ساخته شده و اسقف ايروان مسؤول به جا آوردن مراسم مذهبى و خواندن دعا و ذكر در آن مىباشد ، و چون خود را در اين مقام شناخته از اطاعت اسقف اعظم ارامنه بيرون شده و به وى اعتنا نمىكند . در نقشه‌ها نشانى از اين درياچه نيست و در شگفتم چرا جهانگردان اروپايى كه از